26 07 2018

دوباره سر کارم ساعت ۳:۴۲ به وقت انتهای دنیا درگیرم که پولامو از نازک نارنجی مامان برادر عزیزم بگیرم که خونه بخرم  که خوب ظاهرا نشدنی هنوز جای قبلی مشغول کارم داشتم دنبال یکی از اهنگای مورد علاقم میگشتم یادم افتاد اینجا ثبت کرده بودمش اومدم ببینم چی بود که ختم به نوشتن شد دیروز جواب ازمایشامو گرفتم کم خونی شدید روی ۱۰ و فرسایش مهرهای کمرم کمبود شدید ویتامین دی

توی این مدت اتفاق خاصی که بخوام بگم بیوفتادخ همون روز مرگیهای همیشگی

بچه ها ببرام  فال گرفتن که یه جا به جایی دارم و کلی اتفاقای خوب و اشنایی با یه نفرو و از این چیزا میتونم فقط بگم امیدوارم

هنوزم مامان نگرانمه دو ماه دیگه کانادایی میشم باورت میشه ؟!


کارها

اطلاعات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: