24 03 2011

برایــــ چشمــ هایمــ ، نمـــــاز بارانـــ بخوانـــ … اینـــ بغضـــ لعنتـــــــی امانمـــ را بریدهــ استـ





فاحشه

23 03 2011

اسپرسو با طعم تو فاحشه!

چراغ ها را خاموش کن،فاحشه!

تا نبینمت وخیال کنمش.

…تا در آغوشم، به فرض

تنی باشد ترد با طعم تابستان

تنی که هم ترانگی کندم به نفس های ممتدش.

فاحشه!

به صداقت تن عریانت قسم!

این روزها عجیب هوای زنی را دارم

که دیر به دیر می آمد و

دلم دیوانه ی عطرش بود.

زنی گندمگون وگونه سنگی

که در خلقتش خدا،»خدایی»کرده بود!

فاحشه!

بی پرده بگویمت

من سر بر سینه های تو خیال زنی را هق هق می کنم

که خاطره اش خنجریست خرامان بر خاطر مکدرم.

بگذریم….

چراغ ها را خاموش کن

چراغ ها را خاموش کن،فاحشه! تا نبینمت وخیال کنمش

. تا در آغوشم، به فرض تنی باشد ترد با طعم تابستان

تنی که هم ترانگی کندم به نفس های ممتدش.

فاحشه! به صداقت تن عریانت قسم!

این روزها عجیب هوای زنی را دارم که دیر به دیر می آمد و دلم دیوانه ی عطرش بود.

زنی گندمگون وگونه سنگی که در خلقتش خدا،»خدایی»کرده بود!

فاحشه!

بی پرده بگویمت :

من سر بر سینه های تو خیال زنی را هق هق می کنم که خاطره اش خنجریست خرامان

بر خاطر مکدرم.

بگذریم…. چراغ ها را خاموش کن





لب هايت

20 03 2011

بـدجـور مـرضی است لـبهایـت

هـرچـه کـپسول ِ دوری خـوردم

افــاقـه نـکرد.

زیـر زبـانی

اگـر

بـخورم زبـانـت را

آرام می شوم!

بـستری ات شده ام،

دکــتر دل

جـهت ِ تـرخیـص،

روزی سه وعـده

– تــو – را تـجویـز کـرده …

صبـح هـا؛

شراب ِ لـبـت.

عصرهـا؛

پـرسه دور و وَرت.

شب هـا؛

سمـفونی بـا تـخـت و تـنت.





20 03 2011

سک سک

کلمات گلویم را می خاراند !! اما به لبهایم که می رسند !! از وازه شدن استعفا می دهند !! حس عجیبی دارم قلمبه های کلمات را بی خیال که قورت می دهم !! می پرند توی اپیگلوتم !! شده از حرف نزدن خفه شوی !! دلم ساندویچ مغز می خواهد !! لطفا مغز ادم باشد !!! جمعه چقدر عقده ایست !! اصلا تمام نمیشود !! شاید هم تمام شده و من هنوز خوابم !! کسی تقویم دارد !! بده من !! می خواهم جمعه هایش را پاره کنم !! کمی اش را می ریزم به حساب سه شنبه ها !! ویار عشق گر فته ام !! بویش راکه میشنوم !!حالم بهم میخورد !! عقم میگیرد !!!
دارم الزایمر می گیرم دو حرفی افقی !! یادم نمی اید !! من و تو؟!!!!!
خاطره احتکار می کنم !! می گذارم گران که شدند می فروشمشان ! وقتی فروختم با پولش در می روم !! شاید تازه امدم پیش تو !! تا امین اباد دربست چند ؟!! !! من زنجیر نمی خواهم گفته باشم !!!
چشم بگذار !! قایم میشوم !! پیدایم کن !! تا یک ملیون و دویست بشمر بعد !!! تقلب نکنی ها !! وگرنه ازنو باید بشمری !! خواب خدا دیدم دیشب !! کلی دعوایمان شد ! قهر کرد رفت ان بالا !! توی اسمانها !! نگاه کن پشت ان ابر !! من تا انجا دیدم که رفت !!! به من گفت بیخیال شو !! بعد رفت !! من فقط پرسیدم !! کی عاقل میشوم ؟!! خب بگو نمی دانی !!!
اه باتری ریموت مغزم اکسید شده !! مخم عقب نمی رود ! چقدر خش داری ! باز چه کسی دستش را کشیده روی خاطره تو !!!!!! نه کج شو !! امسخره نشو !! گردنت را کج کن !! حالا بگوو هه هه !! چال های گونه ها یت را داد ی شهرداری پر کرده !! چقدر عوارض دادی !! بس است دیگر نگو هه هه ! مسخره میشوی !! چقدر دست انداز دارد
مو هایت !! لااقل قبلش بگو که کار گران مشغول کار ند !!
چرا دو خط در میان نفس میکشی !! هورت نکش !! چرا نفسهایت را هورت می کشی !! هول نزن !! فر صت زیاد است تا اخر عمرت زنده ای !! می دانی تیک تاک به قلبت بیشتر می اید تا تاپ تاپ !! ساعتت را از جیب پیرا هنت در بیار !! توی وقت اضافه ای !! امروز نمیر ! جمعه ها بهشت شلوغ است !! می فرستندت جهنم !! فردا بمیر !! ا گر تنهایی می ترسی !! من را هم ببر !! با هم می میریم !! ولی فردا می میریم !! من و تو باهم !! میمیریم !! هه یادم امد !! ما باهم میمیریم !!
می خواهم با خدا اشتی کنم !! بگو دیدمش ! پشت ان ابر ببین !! نه پا ها یت را بلند کن !! پاهایت را هم که بلند می کنی باز هم از من کو تاهتری !!
راستی سک سک !! تمام این روزها پشت تو بوده ام و تومرا ندیده ای !!!





بري باخ منصور

18 03 2011

پنجَره دَن داش گَلیر ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
– به پنجره سنگ خورده ( وقتی یه عاشق میره پای پنجره ی اتاق معشوقش و با یه تیکه سنگ کوچیک به شیشه پنجره میزنه , اونوقته که میگن به پنجره سنگ خورده , یعنی کسی اونور منتظره ) 

خومار گوزدَن یاش گَلیر ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
– اشک ها از چشمای خمار جاری شده ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

سَنی مَنه وئرسلر ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
– اگه تو رو به من بسپرن ( با ازدواجمون موافقت کنند ) ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

الله ها دا خوش گلیر ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
– حتی خدا هم راضی میشه ( بخاطر این وصلت ) ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

بری باخ ؛ بری باخ ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
– هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

پنجره نین میللَری ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
– میله های پنجره ( که بین من و تو قرار داره ) ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

آچدی قیزیل گوللَری ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
– شاهده که شکوفه گل های محمدی هم ( بخاطر من و تو ) شکفته ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

اوغلانی یولدان ائیلَر ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
– پسر رو از راه بدر میکنه ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

قیزین شیرین دیللَری ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
– شیرین زبونی های دختره ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

بری باخ ؛ بری باخ ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
– هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

پنجره نی باغلاما ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
– پنجره رو نبند ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

من گئدیرم ، آغلاما ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
من دارم میرم گریه نکن ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

گئدیپ گینه گله رم ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
میرم اما بر میگردم ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

ئوز گیه بئل بالاما ؛ آی بری باخ ؛ بری باخ
به غریبه دل نبندی ها ؛ هآی بهم نگاه کن ؛ آهآی بهم نگاه کن

به نقل از وبلاگ وبلاگچي