سيگار

14 05 2011

سیگار بعدی را روشن میکنم
کامی از لبش میگیرم
بجای لبهایی که چندی است نبوسیده ام
انگشتانم بوی تند سیگار میگیرند
همان انگشتانی که همچو باد
….جنگل موهای تورا نوازش میکردند
دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده
دود سیگار است و بس
سیگارم که به آخر میرسد
لبم را میسوزاند مانند بوسه ای
که تو هنگام خداحافظی به آن تقدیم کردی





خيالي نيست

1 05 2011

خیـــــــالی نیست….!!!

از امشب ….

به افتخارت….

فاحشه میشوم.

شاید…

هـــــم خوابگی و آغـــــوشِ تـــو نصیبم شَــوَد…

آخـــــــر شنیده ام…

فاحشه پســــــــند شده ای…!!!





فاحشه

23 03 2011

اسپرسو با طعم تو فاحشه!

چراغ ها را خاموش کن،فاحشه!

تا نبینمت وخیال کنمش.

…تا در آغوشم، به فرض

تنی باشد ترد با طعم تابستان

تنی که هم ترانگی کندم به نفس های ممتدش.

فاحشه!

به صداقت تن عریانت قسم!

این روزها عجیب هوای زنی را دارم

که دیر به دیر می آمد و

دلم دیوانه ی عطرش بود.

زنی گندمگون وگونه سنگی

که در خلقتش خدا،»خدایی»کرده بود!

فاحشه!

بی پرده بگویمت

من سر بر سینه های تو خیال زنی را هق هق می کنم

که خاطره اش خنجریست خرامان بر خاطر مکدرم.

بگذریم….

چراغ ها را خاموش کن

چراغ ها را خاموش کن،فاحشه! تا نبینمت وخیال کنمش

. تا در آغوشم، به فرض تنی باشد ترد با طعم تابستان

تنی که هم ترانگی کندم به نفس های ممتدش.

فاحشه! به صداقت تن عریانت قسم!

این روزها عجیب هوای زنی را دارم که دیر به دیر می آمد و دلم دیوانه ی عطرش بود.

زنی گندمگون وگونه سنگی که در خلقتش خدا،»خدایی»کرده بود!

فاحشه!

بی پرده بگویمت :

من سر بر سینه های تو خیال زنی را هق هق می کنم که خاطره اش خنجریست خرامان

بر خاطر مکدرم.

بگذریم…. چراغ ها را خاموش کن