فاحشه

23 03 2011

اسپرسو با طعم تو فاحشه!

چراغ ها را خاموش کن،فاحشه!

تا نبینمت وخیال کنمش.

…تا در آغوشم، به فرض

تنی باشد ترد با طعم تابستان

تنی که هم ترانگی کندم به نفس های ممتدش.

فاحشه!

به صداقت تن عریانت قسم!

این روزها عجیب هوای زنی را دارم

که دیر به دیر می آمد و

دلم دیوانه ی عطرش بود.

زنی گندمگون وگونه سنگی

که در خلقتش خدا،»خدایی»کرده بود!

فاحشه!

بی پرده بگویمت

من سر بر سینه های تو خیال زنی را هق هق می کنم

که خاطره اش خنجریست خرامان بر خاطر مکدرم.

بگذریم….

چراغ ها را خاموش کن

چراغ ها را خاموش کن،فاحشه! تا نبینمت وخیال کنمش

. تا در آغوشم، به فرض تنی باشد ترد با طعم تابستان

تنی که هم ترانگی کندم به نفس های ممتدش.

فاحشه! به صداقت تن عریانت قسم!

این روزها عجیب هوای زنی را دارم که دیر به دیر می آمد و دلم دیوانه ی عطرش بود.

زنی گندمگون وگونه سنگی که در خلقتش خدا،»خدایی»کرده بود!

فاحشه!

بی پرده بگویمت :

من سر بر سینه های تو خیال زنی را هق هق می کنم که خاطره اش خنجریست خرامان

بر خاطر مکدرم.

بگذریم…. چراغ ها را خاموش کن