مست تو

3 02 2011

نگاه ِ مست

یا من!

مست از نگاه

با ترانه ای از فصل گریخته

شورانگیز

دست به دامان صدایت

همه نیاز می شوم

می شناسمت

آنقدر

تا

محو فاصله

هر لحظه

عشق

به وسعت نور

به زیبایی چهره های نقش بسته در خاطره ی تاریخم

نزدیک می شود

می خوانی

نوای آتش آتشکده ی زرتشت را

می نوازی

تار تار گیسوی در بند تهمینه را

و من!

رها در ترانه

به حرمت غرور گذشته

بیدار می شوم





در امتداد نگاه تو

2 02 2011

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد….
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

……………………………..

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

 

……………………..

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم….
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

 

………………………

 

 

 





زیبایی زندگی

1 02 2011

زندگی زيباست زشتی ‌های آن تقصير ماست

در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست

زندگي آب رواني است روان مي‌گذرد……….

آنچه تقدير من و توست همان می ‌گذرد