ماه آذر: جشن آتش/سده

27 12 2009

اين مطالب رو از چند وب لاگ جمع اوري كردم و به تفكيك در بلاگم قرار ميدم اميدوارم بتونم قدم كوچكي در زنده نگهداشتن ايئينمون بردارم

جشن سده، جشن آتش

امروز دهم بهمن، سالروز جشن سده، جشن آتش است. این روز فرخنده که صد روز پس از اول آبان و پنجاه روز و شب مانده به عید نوروز برگزار میشود یکی دیگر از شکوفاترین و زیباترین آیین مهر ایرانیان است. جاییکه مردمان انسان دوست و مهربان، گرد آتش حلقه میزنند و با حرارت آن، دوستی های خود را گرمی می بخشند
اگر بخواهیم بی طرفانه به این گونه جشن ها بیاندیشیم، خواهیم دید که پایکوبی هایی اینچنین چگونه در راه ایجاد دوستی و زیبایی در میان انسانها نقش بسزایی ایفا می کند. به هر گوشه از این آیین بنگریم ندای دوستی و مهربانی است جاییکه ادیانی دیگر، بجای شعله ور ساختن آتش و حرارت دوستی بر آتش کینه و دشمنی می افزایند
به گفته « گاتها » توجه کنید که: «همیشه انسانهایی دوست داشتنی هستند که مرگ را برای دیگران آسان نمی شمرند». آری اینچنین است که پس از گذشت هزاران سال این آیین فرخنده دگربار سر از خاکستر برون میزند و گرما بخش دلها می گردد. سخن بسیار است و زبان و قلم ناتوان، امیدوارم که بتوانیم بیش از پیش به این آیین زیبای ایرانیمان بپردازیم و در این گردنه پر از دزد و اهریمن که سرزمین پدری مان را از آتش کینه و دشمنی آکنده کرده اند، آتش راستین را در آغوش بکشیم
جشن سده، بر ایرانیان شادمانه باد و آتش مهر بر دلهایتان فروزان

دانستنیهای بیشتر درباره جشن سده

……………………………………….

نام ماه نهمِ سال آذر است و گزارش هایی پراکنده از برگزاری جشن آتش در این ماه در متون اسلامی شده است. معمولا جشنی که در این ماه برگزار می شده است، نشانۀ پایان زمستان و آغاز بهار دانسته اند. این ادعا که در برخی از متون از جمله بیرونی و مسعودی به آن اشاره شده است

، بیشتر باید با حرکت خورشید و نجوم مرتبط باشد تا تغییرطبیعی فصول. جالب اینجاست که نام آذر/آتش در ماه نهم گاهشماری هخامنشیان نیز باقی مانده است. این ماه در تحریر ایلامی به صورت ha-i-ya-ti-i به کار رفته است. بر سر این نام بحث ها صورت گرفته است، بارتولمه و یوستی بخش نخست آنرا به صورت *āθriya- قس. اوستایی ātriia- «خاکستر» معنی می کنند و نه آتش. هنینگ به درستی این پرسش را پیش می کشد که چه کسی خاکستر می ستاید؟ او در ادامۀ بحث خود صورت اوستایی و یا مادی *āθriya- را در فارسی باستان āçiyaمی داند. اما خود او معنای دقیقی از کل این ترکیب ارائه نکرده است. اشمیت بخش نخست واژه را از *ātṛ- به معنی «آتش» و بخش دوم را به صورت *-yādi- بازسازی می کند (نک. توضیح ماه هفتم، مهرماه). همچنین او به مطابقت این ماه با ماه āθrō در اوستا و ماه ādur در فارسی میانه و ماه «آذر» امروزی و بزرگداشت آتش و جشن«سده» اشاره می کند. بویس بر این باور است که ظاهراً در تاریخ نامعلومی دو روز جدا از هم را (لابد در دو سرزمین مختلف) به عنوان «سده» جشن می گرفتند. یکی صد روز پس از ناپدیدی رپیهوین/ رپیتوین(1) یعنی یکصد روز پس از گاهنبار ایاثریمه یا روز آبان از ماه بهمن و دیگری صد روز پیش از بازگشت رپیتوین یعنی نوروز که می شد روز اشتاد از ماه آذر. در هر درو مورد «سده» جشن آتش زمستانی بود که با قصد و نیت نیرو دادن به خورشید گرفته می شد تا گیتی بار دیگر روشن شود. در مورد ماه- نام فارسی باستان به معنی «جشن اتش» و در پیوند با جشن «سده» با صورت دوم، یعنی صد روز مانده به نوروز روبه رو هستیم. همانطور که در مورد ماه هفتم نیز گفته شد، قرار گرفتن صورت –yāda در هر دو ماه هفتم و نهم با کاربرد فنی پسوندی برای برگزاری دو جشن بسیار مهم «مهرگان» و «سده» در دو نام-ماه مهم فارسی باستان روبه روهستیم. روشن است که اگر قرار باشد جشن آتش که معمولا از جشن های بسیار کهن است در ماهی برگزار شود، اجرای آن جشن در ماهی که با نام آتش خوانده می شده است، بیشتر به یقیین نزدیک است. من دلیل نجومی دیگری نیز بر اجرای جشن سده در این ماه متصور می دانم و آن حرکت سالیانۀ خورشید از بروج دوازده گانه است. خورشید در این حرکت از بدترین برجی که در نجوم کهن وجود داشت، برج قوس می گذرد. برج قوس از لحاظ نمادی به صورت تصویر نیم انسانی با دم عقرب نشان داده شده است که کمانی در دست دارد (در دوران سومر)، در دوران های بعدی با تاثیر کاسی ها در فرهنگ بین النهرین اسب به عنوان نیم تنه به این انسان-عقرب کماندار اضافه می شود. کمانی که این تصویر در دست دارد، نشان از تیرافکنی به خورشید در حضیض آن دارد. خورشید در این برج در جهان خاکی/ زیر زمینی گرفتار است و انسان-عقرب با تیرافکندن به آن می خواهد از حیات دوبارۀ او ممانعت کند. تحت تاثیر چنین باوری احتمال برگزاری جشن های بزرگ آتش مانند جشن سده برای نیرو دادن به خورشید در چنین زمانی بسیار است. با چنین نیرو بخشی به خورشید است که امکان تولد دوبارۀ آن را در یلدا ممکن می ساختند. در این تعبیر یلدا حیات دوبارۀ خورشید و به نوعی آغاز را تداعی می کند.

1- به معنی ایزد آفتاب نیمه ظهر و گرمای تابستان

……………………………..

سده جشن مــــــــــلوک نامدار است

ز افریدون از جــــــــــم یادگار است

زمین گوی که امشب کوی طوراست

از او نور تجـــــــــــــلی آشکار است

واژه سده: بيشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد مي دانند. ابوريحان بيروني مي نويسد: “سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابكان است و در علت و سبب اين جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، ميان آن و آخر سال عدد صد بدست مي آيد و برخي گويند علت اين است كه در اين روز زادگان كيومرث، پدر نخستين، درست صدتن شدند و يكي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند” و برخي برآنند كه در اين روز فرزندان مشي و مشيانه به صد رسيدند و نيز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در اين روز به صد رسيد .”

جشن سَده، یکی از جشن‌های همگانی ایران کهن، با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود. جشن سده یک جشن ملی است و به هیچ دین و مذهبی مرتبط نیست.

جشن «سَـدَه» بزرگ‌ترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم‌‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.

امروزه این مراسم در میان روستا‌نشینان شمال شرقی كشور (همچون آزادوَر و روستاهای دشت جوین)، در بخش‌هایی از افغانستان و آسیای میانه (با نام «خِـرپَـچار»)، در كردستان (پیرامون سلیمانیه و اورامانات)، نواحی مركزی ایران (با نام‌های «هله‌هله»، «كُـرده»، «جشن چوپانان») و در میان برخی روستانشینان و عشایر لرستان، كردستان، آذربایجان و كرمان رواج دارد

با اینكه در هیچیك از متون پهلوی و منابع زرتشتی عصر ساسانی و پس از آن، نامی از جشن سده و مراسم آن برده نشده و پیداست كه این جشن در مغایرت با سنت زرتشتی بوده است؛ اما خوشبختانه در دوران معاصر این مراسم در میان هم‌میهنان زرتشتی نیز رایج شده است كه البته در شیوه برگزاری، به برخی آیین‌های كهن و گاه مهم آن توجه نمی‌شود.

جشن سده هیچگاه به هیچیك از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی و برگرفته از شرایط اقلیمی و رویدادهای كیهانی بوده است. قدمت زیاد این مراسم باعث شده تا در باره دلایل برگزاری آن روایت‌های بسیار متعدد و متناقضی در منابع قدیم ثبت شود.

پيشينه اسطوره اي پيدايش آيين و جشن سده

از اسطوره هاي جشن سده تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد. فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگها جرقه اي زد و آتش پديدار شد. هم در كتاب “التفهيم” و هم “آثارالباقيه” ابوريحان، از پديد آمدن آتش سخني نيست بلكه آنرا افروختن آتش بر بامها مي داند كه به دستور فريدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است كه : “آفريدون … همان روز كه ضحاك بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان كه از جور و ستم ضحاك رسته بودند، پسنديدند و از جهت فال نيك، آن روز را جشن كردندي و هر سال تا به امروز، آيين آن پادشاهان نيك عهد را در ايران و دور آن به جاي مي آورند.

حكيم عمر خيام در كتاب نورزنامه مي‌نويسد

«هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نيك عهد در ايران و توران به جاي مي‌آوردند، بعد از آن به امرور، زمان اين جشن به دست فراموشي سپرده شد و فقط زرتشتيان كه نگهبان سنن باستاني بوده و هستند اين جشن باستاني را برپا مي‌داشتند.»

دلایل برگزاری جشن

جشن سده هیچگاه به هیچیك از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی و برگرفته از شرایط اقلیمی و رویدادهای كیهانی بوده است. قدمت زیاد این مراسم باعث شده تا در باره دلایل برگزاری آن روایت‌های بسیار متعدد و متناقضی در منابع قدیم ثبت شود.

یكی از دلایلی كه برای پیدایش سده یاد می‌كنند همانا كشف آتش توسط هوشنگ‌شاه در شاهنامه فردوسی است. باید گفت كه داستان كشف آتش در زمان هوشنگ، هیچگاه باور ایرانیان نبوده و از ساخته‌های جدیدتر است. این فرضیه امروزه مورد توجه بیشتر شاهنامه‌شناسان قرار گرفته و از جمله در نسخه‌های تصحیح شده آقایان، استاد جلال خالقی مطلق و مصطفی جیحونی، داستان كشف آتش به دلایل بسیاری در زمره بیت‌های افزوده شده و الحاقی شاهنامه آورده شده است. از سویی از این داستان در هیچیك از متون تاریخی مقدم بر شاهنامه و گاه متاخر بر آن یاد نشده است و همچنین می‌دانیم كه كشف آتش بسیار كهن‌تر از عصر هوشنگ است كه با توجه به اشاره‌های شاهنامه در باره چگونگی و دستاوردهای زندگی انسان در آن دوره (ساخت ابزار ریزسنگی، یكجا‌نشینی، آغاز كشت‌وزرع و اهلی كردن برخی حیوانات)، می‌بایست با دوره‌ای منطبق باشد كه در باستان‌شناسی بنام «میان‌سنگی/ مزولیت» (حدود 15000 تا 10000 سال پیش) خوانده می‌شود. و از سوی دیگر این بیت‌ها در ‌برخی نسخه‌های متقدم شاهنامه و از جمله كهن‌ترین آن (دست‌نویس فلورانس) وجود ندارد.

نگارنده بر این باور است كه پیدایی این جشن (مانند بسیاری مناسبت‌های دیگر) نه فقط یك دلیل، بلكه دلایل متعددی دارد كه همزمانی آنها بر اهمیت جشن افزوده است. نخست اینكه، اشاره‌های فراوانی كه از داستان‌ها و ترانه‌های مردمی بدست می‌آید؛ نشانگر به ستوه آمدن مردم از یخبندان و آرزو برای رفتن سرما و یا كاستنِ از شدت آن بوده و همین نكته مهمترین دلیل پیدایش این مراسم و بر افروختن آتش‌هایی در مبارزه نمادین با سرماست. بجز این، به نظر می‌آید كه چند واقعه كیهانی نیز در پیدایش این آیین بی‌تاثیر نبوده است. نخست اینكه جشن سده در چهلمین روزِ شب یلدا یا شب زایش خورشید (انقلاب زمستانی) برگزار می‌شود و جشن چهلمین روز تولد خورشید است. دوم اینكه، دهم بهمن ماه، یكی از دو هنگامِ سال است كه در عرض‌های بالایی ایران‌زمین، طول تاریكی كامل آسمان 12 ساعت تمام است. سوم اینكه، می‌دانیم ارتباط واژه «سده» با عدد «سد/ صد» هنوز به اثبات نرسیده است. در زبان اوستایی واژه «سَـد» به گونه جالبی هم به معنای «فرو رفتن/ غروب كردن» و هم به معنای متضاد آن یعنی «بر آمدن/ طلوع كردن» آمده است. همچنین واژه «سَـذِه» در اوستا، هم به معنای طلوع كردن و هم به معنای غروب كردن آمده است كه به گمان برگرفته از رویداد زیر است:

در حدود پنج هزار سال پیش و در نخستین شب‌های شب‌های بهمن‌ماه، رویداد جالبی رخ می‌داده كه بعید نیست با آیین‌های جشن سده در پیوند باشد. این رویداد عبارت است از طلوع و غروب همزمان دو ستاره پرنور و درخشان آسمان به نام‌های «سماك رامح» و «نسر واقع» در شمال شرقی و شمال‌غربی آسمان سرشبی. در آن زمان ستاره زرین «سماك رامح» در آسمان سرشبی عرض‌های بالایی ایران‌زمین و در افق شمال‌شرقی، به تازگی طلوع كرده و ستاره سپید‌فام و درخشان «نسر واقع» در همان هنگام و در افق شمال‌غربی، آماده غروب كردن بوده است. احتمالاً طلوع و غروب همزمان دو ستاره درخشان آسمان، موجب پیدایی معنای دوگانه و متضاد واژه‌های اوستایی «سد» و «سذه»، و نیز عاملی دیگر برای جشن سده بوده است
برگزاري جشن سده:

الف) تا دوره ساساني: فردوسي آنرا به هوشنگ نسبت مي دهد و ابوريحان بيروني و نوروزنامه آنرا از فريدون مي دانند و همچنين رسمي شدن جشن سده به زمان اردشير بابكان منسوب گرديده است، اما در هيچكدام به شيوه برگزاري آن اشاره اي نشده است.

ب) بعد از ساسانيان: مورخان و نويسندگاني چون بيروني، بيهقي، گرديزي، مسكويه و … از شيوه برگزاري جشن سده در دوران غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، آل زيار و … تا دوره مغول بسيار نوشته اند. از آيين هاي عامه مردم سندي نداريم اما در حضور شاهان، رسم شعرخواني بود و نيز پرندگان و جانوراني به آتش انداخته مي شدند و گياه خوشبو تبخير مي كردند تا مضرات آن را برطرف كنند.

ج) در عصر حاضر: در مازندران، كردستان، لرستان، و سيستان و بلوچستان؛ روستاييان و كشاورزان و چوپانان و چادرنشينان نزديك غروب يكي از روزهاي زمستان (آغاز نيمه يا پايان زمستان) روي پشت بام، دامنه كوه، نزديك زيارتگاه، كنار چراگاه و يا كشتزار آتشي افروخته و بنا بر سنتي كهن پيرامون آن گرد مي آيند بدون آنكه نام جشن سده بر آن نهند.

ولي در كرمان جشن سده يا سده سوزي در بين تمامي اقشار مردم كرمان، مسلمان، زرتشتي، كليمي … رواج دارد كه همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار مي شود. در بين چادرنشينان بافت و سيرجان سده سوزي چوپاني برگزار مي شود كه شب دهم بهمن آتش بزرگي بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده كه نشان چهل روز “چله بزرگ” است در ميدان ده برمي افروزند و مي خوانند: سده سده دهقاني/ چهل كنده سوزاني/ هنوز گويي زمستاني

چنانكه از كتاب ها و اسناد تاريخي برمي آيد جشن سده جنبه ديني نداشته و تمام داستان هاي مربوط به آن غيرديني است و بيشتر جشني كهن و ملي به شمار مي آيد و وارث حقيقي جشن سده نه فقط زرتشتيان، بلكه همه ايرانيان اند، ميراثي كه به بسياري از كشورهاي همسايه نيز راه يافت.

به گفته فردوسي

برآمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد

فروغي پديد آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

جهاندار پيش جهان آفرين نيايش همي كرد و خواند آفرين

كه او را فروغي چنين هديه داد همين آتش آنگاه قبيله نهاد

يكي جشن كرد آنشب و باده خورد «سده» نام آن جشن فرخنده كرد
از نظر ديني: اين جشن به ياد آورنده اهميت نور، آتش و انرژي است. نوري كه از خداوند جداست و از خدواند جدا هم نيست. قبله اي كه در همه جا هست، دروني دل و جان همه نشانه‌هايي از فروغ اهورامزدا هستند، بهشت د راوستا به نام روشنايي بي‌پايان خوانده شده است.

جشن سده جشن پيدايش آتش است. سد روز از پاياين تابستان گذشته و يا سد شب و روز به نوروز مانده است و كهن بودن آن به پايه جشن‌هاي نوروز و مهرگان مي‌رسد

سلطان محمود قصيده‌اي درباره سده خواند كه آغاز اين است

سده جشن ملوك نامدار است زافريدون و از جم يادگار است

…………………………..

جشن آتش

نويسنده: ضياء مصباح

تاريخ پرفراز و نشيب كشور ما پيوسته شاهد مبارزاتي پيگير براي دفاع سرسختانه از اصالت ملي بوده و در اين راه پدران ما به طور دائم با اشغال نظامي، فرهنگي مبارزه كرده اند و موجوديت خود را كه با هويت، آيين، زبان و فرهنگ خاص آنان درآميخته بود به شدت پاس مي داشتند.

– دولت مستقل رستميه در شمال آفريقا به دست «عبدالرحمن رستم» رهبر نظامي و مذهبي خراساني و بعد از آن «يعقوب ليث صفاري» و سپس «ابومسلم خراساني» و آنگاه «ارتش ايراني ديلمي»…

– تبار ايراني، گذشته را به فراموشي نسپرد و آن را در تمام جلوه هاي ادب، هنر، شعر، موسيقي، فولكلور، رسوم روزمره خويش و بالاخره حفظ سنت ها و از آن جمله جشن هاي نوروز، مهرگان، سده و…زنده نگاه داشته است.

به روال آيين باستان در پسين روز دهم بهمن، هم اكنون نيز هر ساله در نقاطي از ايران كه زرتشتيان بيشتري سكونت دارند: «كرمان، يزد و تهران» جشن سده برگزار مي شود .

به قول فردوسي: بهشتم بيايد زآتشكده

چو نزديك شد روزگار سده

– بيروني در كتاب التفهيم سبب نام سده را به عدد صد ارتباط داده و مي گويد: «از او تا نوروز 50 روز است و 50 شب» و در آثار الباقيه آورده است: اين جشن درست 100 روز پس از آغاز زمستان «كه پنج ماه و از اولين روز آبان ماه آغاز مي شد» گرفته مي شود، زيرا ايرانيان باستان سال را به دو بخش مي كردند: تابستان هفت ماهه و زمستان پنج ماهه…

– اين وجه تسميه و هنگام اصلي جشن به عهد ساسانيان مي رسد.

– وجه ديگر سده آن است كه مي گويند: چون اولاد آدم به صد رسيد و مصادف با دهم بهمن بود آن را سده نام نهادند و در آن شب آتش بازي كردند و كوه هاي آتش از هيمه و چوب برافروختند.

ز هوشنگ ماند اين سده يادگار

بسي باد چون او دگر شهريار (فردوسي)

بعضي جشن را به فريدون نسبت داده اند:

سده جشن ملوك نامدار است

زافريدون و از جام يادگار است (عنصري)

منوچهري سروده است كه:

آمد اي سيد احرار شب جشن سده

شب جشن سده را حرمت بسيار بود. در اين روز فارسيان جشن مفصلي برپا مي كردند و آتش بسيار مي افروختند. ملوك و سلاطين وقت، مرغان و جانوران صحرايي را گرفته دسته هاي گياه خشك برپاي آن بسته و شعله ور مي ساختند و رهايشان مي كردند تا آتش در همه كوه و صحرا افتد و سده هر چه وسيع تر و باشكوه تر…

وينك بيامده ست به پنجاه روز پيش

جشن سده طلايه نوروز نامدار «نوبهار» (منوچهري)

صد به صاد معرف سد به سين است چون در كلام فرس قديم صاد نيامده و در قديم صد را به سين مي نوشتند.

شب سده است، يكي آتش بلندافروز حق است مرسده را، بر تو حق آن بگذار (فرخي)

گويند واضع اين جشن كيومرث بود و او را صد فرزند دختر و پسر، چون به سن رشد و تمييز رسيدند در شب اين روز جشني ساخت و همه را كدخدا كرد و آتش بسيار افروختند و به اين سبب آن را سده مي گويند.

نظامي مي گويد: به نوروز جمشيد و جشن سده

كه نوگشتي آيين آتشكده…

اين سنت فرخنده و شادي افزا را پاس مي داريم.

ضياء مصباح

……………………….

سده : جشن آتش

ايرانيان قديم مردمي شاد زي و شادي طلب بودند . در اوستا شادي همواره به عنوان يک صفت اهورايي ستوده شده و غم نيز در سوي ديگر از خصايل اهريمن شناخته شده است . به همين دليل زرتشتيان موظف به شادي و شاد بودن هستند و اين از اساس آيين زرتشتي است .

در ايران قديم نيز به طبع اين حکم زرتشتي جشن هاي متعددي وجود داشته است . ايرانيان کهن هر روز از سال را با يک نام مي خوانند که برخي از اين نام ها با نام ماهها يکي بود و در هر روزي که نام روز و ماه شبيه مي شد جشني خاص با آداب و رسومي مخصوص خود برگزار مي کردند و

سده نيز از جمله اين جشن هاست که در ماه بهمن و پس از سپري شدن چهل روز از آغاز ماه بهمن انجام مي شود . در رابطه با علت نام گذاري اين جشن به نام سده نظريات مختلفي وجود دارد . ابوريحان معتقد است که نام سده از نام » صد » گرفته شده و علت آن هم اين است که اگر روزها و شب ها جداگانه شمرده شوند ميان روز جشن سده و پايان سال فاصله اي معادل صد شب و روز وجود دارد . عده اي ديگر معتقدند که در اين روز شمار فرزندان کيومرث ( نخستين انسان در نوشته هاي اساطيري ايراني ) به صد رسيده است . نظريه ديگر بيان مي کند که در تقويم قديمي ايران اين روز ( چهلمين روز زمستان تقويم جديد ) صدمين روز زمستان بوده است ( ر.ک پي نوشت 1 ) . برخي نيز گفته اند که اين نام گذاري به اين دليل است که سده درست صد روز پيش از به دست آمدن محصولات قرار دارد .

اما مسئله ديگر سابقه ي اساطيري اين جشن است . يعني اينکه ايرانيان بر مبناي کدام داستان یا عقیده ای روز چهلم زمستان را سده می خوانند و جشن می گیرند . در این زمینه نیز اختلاف نطر وجود دارد . در شاهنامه آمده است : هوشنگ پادشاه پيشدادي، که شيوه کشت و کار، کندن کاريز، کاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه کوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار کرد. اما از برخورد سنگها جرقه اي زد و آتش پديدار شد و در همان شب به میمنت آن آتش ؛ هوشنگ دستور داد تا آتشی چون کوه بر افروخته شد و همراهان او بر گرد آتش نشستند و آن جشن را سده نام نهادند . با این حال مسئله پیدایش آتش فقط در شاهنامه بیان شده و در منبع دیگر ما یعنی کتاب های » التفهیم » و » آثار الباقیه » که هر دو از تالیفات ابوریحان هستند این را تایید نمی کنند و نوروزنامه آن را نتیجه دستوری می داند که فریدون نخستین شاه کیانی پس از پیروزی بر ضحاک مبنی بر روشن کردن آتش بر بام ها میدهد و خود ابوریحان جایی آن را یادگار اردشیر بابکان می داند . ابوریحان دو روایت دیگر را هم در باب تاریخچه سده بیان می کند : و جمعی برآنند که این روز، عید هوشنگ پیشدادی است که تاج عالم را به دست آورد… و دسته‌ای هم گفته‌اند در این روز جهنم از زمستان به دنیا بیرون می‌آید. از این رو آتش می‌افروزند تا شر آن برطرف گردد . بیت زیر از عنصری :

سده جشن ملوک نامدار است ز افریدون و از جم یادگار است

نیز ظاهرا نمی تواند به عنوان یک سند تاریخی به حساب آید چون منظور شاعر احتمالا این بوده که در زمان فریدون و جمشید هم جشن سده وجود داشته است .

نکته دیگر در باب آیین جشن سده است . » سده، یکی از جشن‌های همگانی ایران کهن، با افروختن خرمن هیزمی که برزگران، از پگاه گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود. موبد موبدان با ردایی سراسر سپید و با لاله‌ای روشن در دست، شعله‌ای در خرمن می‌اندازد و شعله در چشم برهم زدنی هیمه را می‌گیراند. مردمان هلهله می‌کنند و موبدان اوستا می‌خوانند. جوانان از فراز آتش می‌پرند و میانسالان حدیث شادی مکرر می‌کنند. آخرین غبار زمستان کاهلانه از تن زمین رخت بر می‌بندد و «سده» برای زمین، باران برکت‌ها می‌شود. در فلق، خورشید ترانه وداع سر می‌دهد و مردمان تا خش خش سپید زمستانی دیگر، فصل‌ها را دوره می‌کنند » (پی نوشت دوم )

سده تاریخچه ای تقریبا مشابه سایر جشن های ایرانی دارد . این جشن به گواهی تاریخ اساسا جشنی ملی است که تا دوره صفویان نه تنها در میان مردمان عادی بلکه حتی در بین درباریان هم اجرا می شده است . ر.وایات پیدایش سده نیز این مسئله را تایید می کنند . این جشن در زمانی یکی از پادشاهان پیشدادی یا فریدون موسس سلسله کیانی آفریده شده است . حال آنکه زرتشت در زمان گشتاسپ شاه در اواسط دوره کیانی ظهور کرد و تعالیم خود را به ایرانیان عرضه نمود . با این حال به گواهی تاریخ زرتشت با سنت های ایرانی قبل از خود مبارزه نکرد . بلکه آن ها را در غالب مراسم دینی در آورد و مثلا میترا و آناهیت الهه های زرتشتی همه قبل از زرتشت هم مورد احترام ایرانیان بودند و پس از زرتشت هم این ادامه یافت و تازه این ها رنگ و بوی مذهبی هم پیدا کردند و جا در مسائل اعتقادی ایرانیان گرفتند .

به هر حال سده رفته رفته کم رنگ شد و کم کم میان قشر غیر زرتشتی فراموش شد . با این حال در میان زرتشتیان این جشن هم چنان قوت خود را داشت و هم آن ها بودند که این یادگار بزرگ ایران باستان را به ما رساندند : کرمان با بیشترین تعداد زرتشتی در ایران با شکوه ترین شده را در میان بلاد ایران برگزار می کند. آیین های خاص جشن سده هنوز در این شهر اجرا می شود و این جشن به شیوه گذشته مخفی نیست . در تهران هم اخیرا با افزایش تعداد زرتشتیان در این شهر به همت انجمن زرتشتیان پایتخت این جشن در کوشک ورجاند برگزار می شود .

پی نوشت ها :

1- در تقویم کهن زمستان 150 روز و تابستان 210 روز بوده است

2- http://www.iid.org.ir/iidf/Resource.asp?rid=15

منابع :

http://marlikiran.tripod.com/sade.htm

موسسه گفتگوی ادیان

……………………………

جشن سده

جشن بزرگ آتش با خاستگاه كيهانی

رضا مرادی غیاث آبادی

جشن «سَـدَه» بزرگترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های گروهی و اشتراكی شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن و در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم‌‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.

گستره جشن

در گذشته، جشن سده در گستره پهناوری از آسیای كوچك (آناتولی) تا استان سین‌كیانگِ چین یعنی در سرتاسر ایران بزرگ، در بین همه مردمان، فارغ از هر قومیت یا گرایش دینی رواج داشته و به مانند نوروز در روایت‌های مكتوب تاریخی به آن اشاره شده است.

امروزه تا آنجا كه نگارنده آگاهی دارد، این مراسم در میان روستا‌نشینان شمال شرقی كشور (همچون آزادوَر و روستاهای دشت جوین)، در بخش‌هایی از افغانستان و آسیای میانه (با نام «خِـرپَـچار»)، در كردستان (پیرامون سلیمانیه و اورامانات)، نواحی مركزی ایران (با نام‌های «هله‌هله»، «كُـرده»، «جشن چوپانان») و در میان برخی روستانشینان و عشایر لرستان، كردستان، آذربایجان و كرمان رواج دارد.

همانگونه که گفته شد ، یکی از سرزمین‌هایی که جشن سده را برگزار می‌دارند، روستاهای دشت جوین در خراسان و به ویژه روستای «آزاد ور» است. این روستا در جنوب خاوری جاجرم و در کنار خط راه‌آهن خراسان و ایستگاه آزادور واقع شده است. در این روستای کهنسال و روستاهای پیرامون آن، جشن سده پس از چند هزار سال با شکوه فراوان برگزار می‌شود. چشم‌انداز دشت جوین در آغاز شامگاه دهم بهمن ماه و شادی و آوازخوانی مردم و جوانان، بسیار زیبا و دیدنی است. بر بام خانه ها و بر فراز کوه‌های اطراف، آکنده از بوته‌های فروزانی است که سراسر دشت را آتشباران و چراغانی کرده‌اند. هیزم این مراسم از بوته خاصی فراهم می‌شود که به نام محلی جشن، «سـرِه» (sare) نامیده می‌شود. مردم منطقه از چند روز پیش از سده به گردآوری این بوته می‌پردازند.

جشن سده، روستای آزادور، خراسان

سرودخوانی در جشن سده، روستای آزادور خراسان

عکس از غیاث آبادی، دهم بهمن 1380

جشن سده آزادور در گذشته در چند روز متوالی برگزار می‌شده است و اکنون آقای خسرو زیباکیان از ناحیه کوهستانی وخان در پامیر (خاور افغانستان) خبر داده است که مردمان آن ناحیه هنوز هم جشن سده را در پنج روز متوالی منتهی به دهم بهمن برگزار می‌کنند. در اینجا لازم می‌دانم از همه مردم مهربان روستای آزاد ور، به ویژه خانوانده برادران آزادوری و مادر آگاه به باورهای کهن آنان که دوبار در جشن سده سال‌های 1380 و 1381 من و همراهان مرا برای پژوهش‌های میدانی به روستای کوچک و دوست‌داشتنی خود دعوت کردند، سپاسگزاری کنم.

با اینكه در هیچیك از متون پهلوی و منابع زرتشتی عصر ساسانی و پس از آن، نامی از جشن سده و مراسم آن برده نشده و پیداست كه این جشن در مغایرت با سنت زرتشتی بوده است؛ اما خوشبختانه در دوران معاصر این مراسم در میان هم‌میهنان زرتشتی نیز رایج شده است كه البته در شیوه برگزاری، به برخی آیین‌های كهن و گاه مهم آن توجه نمی‌شود. روشن كردن تعداد زیادی كُـپه‌های جداگانه آتش از ویژگی‌های این مراسم بوده و در همه متون كهن به آن اشاره شده؛ اما برافروختن تنها یك كُـپه آتش در منافات با آیین كهن است. همچنین با انجام مراسم توسط موبدان، جشنی ملی تبدیل به مراسمی دینی شده و بتازگی با سخنرانی‌های مقامات رسمی در حال تبدیل شدن به مراسمی تشریفاتی است. رواج این شیوه موجب می‌شود تا برگزاری جشنی همگانی، در انحصار گروهی خاص قرار بگیرد و دیگران حداكثر تماشاگر مراسم باشند. جشن سده در میان بسیاری از زرتشتیان و از جمله پارسیان هند در چهارم بهمن (برابر با دهم بهمن ماه در گاهشماری یزدگردی) برگزار می‌شود.

دلایل برگزاری جشن

جشن سده هیچگاه به هیچیك از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی و برگرفته از شرایط اقلیمی و رویدادهای كیهانی بوده است. قدمت زیاد این مراسم باعث شده تا در باره دلایل برگزاری آن روایت‌های بسیار متعدد و متناقضی در منابع قدیم ثبت شود.

یكی از دلایلی كه برای پیدایش سده یاد می‌كنند همانا كشف آتش توسط هوشنگ‌شاه در شاهنامه فردوسی است. باید گفت كه داستان كشف آتش در زمان هوشنگ، هیچگاه باور ایرانیان نبوده و از ساخته‌های جدیدتر است. این فرضیه امروزه مورد توجه بیشتر شاهنامه‌شناسان قرار گرفته و از جمله در نسخه‌های تصحیح شده آقایان، استاد جلال خالقی مطلق و مصطفی جیحونی، داستان كشف آتش به دلایل بسیاری در زمره بیت‌های افزوده شده و الحاقی شاهنامه آورده شده است. از سویی از این داستان در هیچیك از متون تاریخی مقدم بر شاهنامه و گاه متاخر بر آن یاد نشده است و همچنین می‌دانیم كه كشف آتش بسیار كهن‌تر از عصر هوشنگ است كه با توجه به اشاره‌های شاهنامه در باره چگونگی و دستاوردهای زندگی انسان در آن دوره (ساخت ابزار ریزسنگی، یكجا‌نشینی، آغاز كشت‌وزرع و اهلی كردن برخی حیوانات)، می‌بایست با دوره‌ای منطبق باشد كه در باستان‌شناسی بنام «میان‌سنگی/ مزولیت» (حدود 15000 تا 10000 سال پیش) خوانده می‌شود. و از سوی دیگر این بیت‌ها در ‌برخی نسخه‌های متقدم شاهنامه و از جمله كهن‌ترین آن (دست‌نویس فلورانس) وجود ندارد.

نگارنده بر این باور است كه پیدایی این جشن (مانند بسیاری مناسبت‌های دیگر) نه فقط یك دلیل، بلكه دلایل متعددی دارد كه همزمانی آنها بر اهمیت جشن افزوده است.

نخست اینكه، اشاره‌های فراوانی كه از داستان‌ها و ترانه‌های مردمی بدست می‌آید؛ نشانگر به ستوه آمدن مردم از یخبندان و آرزو برای رفتن سرما و یا كاستنِ از شدت آن بوده و همین نكته مهمترین دلیل پیدایش این مراسم و بر افروختن آتش‌هایی در مبارزه نمادین با سرماست.

بجز این، به نظر می‌آید كه چند واقعه كیهانی نیز در پیدایش این آیین بی‌تاثیر نبوده است. نخست اینكه جشن سده در چهلمین روزِ شب یلدا یا شب زایش خورشید (انقلاب زمستانی) برگزار می‌شود و جشن چهلمین روز تولد خورشید است. دوم اینكه، دهم بهمن ماه، یكی از دو هنگامِ سال است كه در عرض‌های بالایی ایران‌زمین، طول تاریكی كامل آسمان 12 ساعت تمام است. سوم اینكه، می‌دانیم ارتباط واژه «سده» با عدد «سد/ صد» هنوز به اثبات نرسیده است. عدد «سد» به شکل «صد» معرب شده‌، در حالیکه واژه «سده» به شکل «سَذق» معرب گشته ‌است. اما در زبان اوستایی واژه «سَـد» به گونه جالبی هم به معنای «فرو رفتن/ غروب كردن» و هم به معنای متضاد آن یعنی «بر آمدن/ طلوع كردن» آمده است. همچنین واژه «سَـذِه» در اوستا، هم به معنای طلوع كردن و هم به معنای غروب كردن آمده است كه به گمان برگرفته از رویداد زیر است:

در حدود پنج هزار سال پیش و در نخستین شب‌های شب‌های بهمن‌ماه، رویداد جالبی رخ می‌داده كه بعید نیست با آیین‌های جشن سده در پیوند باشد. این رویداد عبارت است از طلوع و غروب همزمان دو ستاره پرنور و درخشان آسمان به نام‌های «سماك رامح» و «نسر واقع» در شمال شرقی و شمال‌غربی آسمان سرشبی. در آن زمان ستاره زرین «سماك رامح» در آسمان سرشبی عرض‌های بالایی ایران‌زمین و در افق شمال‌شرقی، به تازگی طلوع كرده و ستاره سپید‌فام و درخشان «نسر واقع» در همان هنگام و در افق شمال‌غربی، آماده غروب كردن بوده است. احتمالاً طلوع و غروب همزمان دو ستاره درخشان آسمان، موجب پیدایی معنای دوگانه و متضاد واژه‌های اوستایی «سد» و «سذه»، و نیز عاملی دیگر برای جشن سده بوده است.

این گفتار در کتابی از همین نگارنده به نام «نوروزنامه- پنجاه گفتار در زمینه پژوهش‌های ایرانی» (تهران، 1386) و نیز در نشریه‌های گوناگون منتشر شده است.

جشن بزرگ آتش با خاستگاه کیهانی: رادیو فرانسه

گفتگو با رادیو فردا (10 بهمن 1387)


کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: