هميشه برايم بمان

11 12 2009

روح عاصی ام را

به دستان پر مهرت پیوند می زنم

و در آیینه ی چشمت ، آیینه گردان را سجده می کنم

… طنین گام هایت را

از کوچه های مهربانی می شنوم

و به یاد روزهای روشن کودکی

به دنبال پروانه های بیقرار

در باغ انتظار ، سرمست می دوم

و تو در فرداهای من متولد می شوی

و می آیی با دستانی پر از ستاره

و مرا به بزم عاشقانه ی گل و شبنم می بری

… عشق چیست ؟

جز نگاه مؤمنانه ی تو ، به قلب زخمی من

… همیشه برایم بمان

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: