یخ کردن یه عشق داغ

15 05 2009

باز شب شد و بی خوابی زد به کلم

دیگه حوصله حرف زدن با محبوبی که زمانی نه چندان دور انچنان مشتاق شنیدن صداش بودم که تا صبح مژه بر هم نمیزاشتم و یواشکی صداشو میشنیدم رو هم ندارم

اونم حوصله منو نداره

چه دنیایی شده مسخره همه چیزش مسخرس

اینم از عشششششششششق

یه عشق  داغ

خودمونیم بعد از این همه مدت زیادم عشقمون یخ نکرده هنوزم هر از گاهی هر چندین ماه یه بار یه نگاه عاشقانه به هم میندازیم

اما فک کنم به یاد قدیماس که میتونیم به هم نگا کنیم والا من که داره حالم از زندگیم به هم میخوره

به این می گن یخ کردن به سبک مدرن

خوبه هنوز منجمد نشده  ولی کاش منجمد میشد تا بوی گندش دنیارو بر نمیداشت

برم بخوابم که باز دارم هزیون میگم