دهانت را مي‌بويند

6 02 2009

در اين بن بست-احمد شاملو

دهانت را مي‌بويند

مبادا كه گفته باشي دوستت مي‌دارم.

دلت را مي‌بويند

روزگار غريبي ‌ست، نازنين

و عشق را

كنار تيرك راهبند

تازيانه مي‌زنند.

عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد

در اين بن بست كج و پيچ سرما

آتش را به سوختبار سرود و شعر

فروزان مي‌دارند.

به انديشيدن خطر مكن.

روزگار غريبي‌ست ، نازنين

آنكه بر در مي‌كوبد شباهنگام

به كشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد

آنك ، قصابانند

بر گذرگاه‌ها مستقر

با كنده و ساطوري خونالود

روزگار غريبي ‌ست ، نازنين

و تبسم را بر لب ‌ها جراحي مي‌كنند

و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد

كباب قناري

بر آتش سوسن و ياس

روزگار غريبي‌ست ، نازنين

ابليس پيروز مست

سور عزاي ما را بر سفره نشسته است .

خدا را در پستوي خانه نهان بايد كرد

Advertisements

کارها

Information

3 responses

27 12 2009
mahsa

angar toye zendegi ghablim shamlo bodam va in shero goftam

27 01 2010
آرزو

من با این شعر شاملو زندگی میکنم

19 02 2010
maziarworld

دوست عزیز
من این شعر و بعضی اشعار دیگر از شاملو را به آلمانی برگردانده ام,
اگر مایل بودید مرا لینک کنید.

http://maziarworld.wordpress.com/2009/10/05/ahmad-shamlou%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: