عشق من

27 01 2009

undefined

یه اتاقی باشه گرمه گرم..روشنه روشن..

تو باشی منم باشم.. کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید..

تو منو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم.. اینجوری که

تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتم دراز کردی..

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم.. با پاهات محکم منو

گرفتی ..دو تا دستتم دورم حلقه کردی..

بهت می گم چشماتو می بندی؟ میگی آره بعد چشماتو می بندی …

بهت می گم برام قصه می گی ؟ تو گوشم؟ می گی آره بعد شروع

می کنی آروم آروم تو گوشم قصه گفتن..

یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن..

می دونی؟

می خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..یه حرکت سریع..

یه ضربه عمیق..بلدی که؟

ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم .. تو چشماتو بستی ..

نمیدونی من تیغ رو از جیبم در میارم..نمی بینی که سریع می برم..

نمی بینی خون فواره می زنه..رو سنگای سفید.. نمی بینی که دستم

می سوزه و لبم رو گاز می گیرم که نگم آآآآخ که چشماتو باز نکنی

و منو نبینی.. تو داری قصه می گی..

من شلوارک پامه.. دستمو می ذارم رو زانوم..خون میاد از دستم

میریزه رو زانوم و از زانوم میریزه رو سنگا.. قشنگه مسیر

حرکتش.. حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی..

تو بغلم کردی.. می بینی که سرد شدم.. محکم تر بغلم میکنی که

گرم بشم.. می بینی نا منظم نفس می کشم.. تو دلت میگی آخی

دوباره نفسش گرفت. می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی

سرد تر میشم.. می بینی دیگه نفس نمی کشم..

چشماتو باز میکنی می بینی من مردم.. می دونی ؟ من می ترسیدم

خودمو بکشم از سرد شدن ..از تنهایی مردن.. از خون دیدن..وقتی

بغلم کردی دیگه نترسیدم..

مردن خوب بود آرومه آروم… گریه نکن دیگه.. من که دیگه نیستم

چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدیاااا… بعدش تو همون جوری

وسط گریه هات بخندی.. گریه نکن دیگه خب؟

Advertisements

کارها

Information

3 responses

28 01 2009
مهتاب...

سلام
غمناک.کاش برسند روزی….
زیبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاست
تفسیر
عشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق.

15 03 2009
ali

سلام دوست عزیز.این متنی که آپ کردیدو از کسی شنیدم.از این متن چنان زده شدم که تصمیم گرفتم این نظر رو بنویسم و تو هر وبلاگ یا سایتی که این متن رو (که الان شما هم آپ کردین) آپ کردن براشون این نظر رو بنویسم.
1-اگه آدم به دلایلی از عشق ناامید شده باشه اگه بخواد خودشو بکشه، خودکشی واقعی کنه، باید واسه عشقش خودشو زجرکش کنه. آدم اگه خودشو از پشت بوم پرت کنه، رگشو بزنه، یا با هر چیز دیگه ای خودشو بکشه یا حتی زنده به گور کنه، نشونه ی بی ارادگیشو خودخواه بودنشه.
آدم اگه بخواد خودکشی واقعی کنه و عاشق واقعی باشه برای عشقش زنده می مونه. خودشو به خاطر اون تو هر ثانیه ای که نفس میکشه زجرکش می کنه. به این میگن خودکشی. این یعنی خودکشی کردن یک عاشق واقعی
2- آدم که تو بغل عشقش باشه دیگه چه خواسته ای میتونه توو زندگیش داشته باشه؟ این یعنی پایان دوری و وصال، یعنی آغاز عشقش، یعنی زندگی ای که تو خیالش تصور کرده.چه دلیلی داره وقتی تو بغل عشقتی نامردی بکنی و خودتو از عشقت محروم بکنی و خودت رو بکشی؟
این یعنی چی؟ یعنی اینکه این همه واسه به دست آوردن عشقت جنگیدی و خون جگر خوردی حالا که وصل صورت گرفته، تنها کاری رو بکنی که نباید بکنی؟ به این حتی اسم تراژدی هم نمی شه داد. این عشق نیست. این جنونیه که حتی از عشق هم حاصل نشده. این جنایت و خیانته در حق کسی که دوستش داری
به نظر من اینجا نباید دل کسی برای اونی که خودکشی میکنه بسوزه بلکه هرکی این متن رو میخونی باید این شخصیت این نوشته رو نفرین کنه.به نظر شما چه دلیلی میتونه عامل خودکشی این آدم تو بغل معشوقش باشه؟؟؟دلیلی جز اینکه این آدم یک عاشق واقعی نبوده و دوست نداشته تو بغل اون آدم که به ظاهر معشوقه واقعیش بوده باشه و به خاطر حضوراون دست به خودکشی زده؟ این عشق واقعی رو زیر سوال می بره و ………………………………

5 07 2009
saman

رفیق جدی گرفتی ها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: