«فاصله»

14 10 2008

يه شعر خيلي زيبا پيدا كردم تو بلاگ يه دوست عزيز

دیشب نوشتم ….
«فاصله»
گم شدم تو برق چشمات باز دوباره نازنینم
عاشقت شدم دوباره با نــــگاه آخــــــــرینم
چشم تو مثل یه خورشید تو نگاه من درخشید
با تو بودم ولی افسوس دیر شناختمت ببخشید
با یه حرف عاشقونه عشق تو در من طلوع کرد
برای از تو نوشتن از کجا باید شروع کرد
زیر آوار تباهی قلب من تنها ترین بود
توی غم در انتظار لحظه های واپسین بود
که نگاه مهربونت سایه بون خستگیم شد
بوسه از لبای گرمت باعث دلبستگیم شد
به همون نگاه مستت دل سپردم عاشقونه
از همه دنیا گذشتم با نشون و بی نشونه
زیر قطره های بارون با تو همسفر شدم من
رفتی وتنهام گذاشتی بی تو در به در شدم من
با همون نگاه اول از تو من نفس گرفتم
دل به تو دادم و هرگز دلمو پس نگرفتم
گم شدم تو شهر چشمات وسط سیاهی شب
خالی از حس غریبی پر شدم از تو لبالب
اما این تقدیر ما بود که ما رو از هم جدا کرد
قسمت ما هم همین بود سرنوشت با ما چه ها کرد
حالا تو اونور دنیا دل من اینور دنیا
دنبالت دارم میگردم کوه به کوه دریا به دریا
میرسیم به هم دوباره اگه هر کجا که باشیم
من و تو ماهی و آبیم نباید از هم جدا شیم

امروز فقط این آهنگه میچسبید پیداش کنم میذارمش تو وبلاگ !
(از حمید عسگری)

به دلم موند یه بار یه روز یه جایی بهم بگی میخوامت !
بگی فقط واسه من عزیزی و هست چشام به نامت
کاشکی تو نگاه آخر اشکو تو چشام میدیدی
تو چی کردی با دل من عشقمو لایق ندیدی
قلب تو انگار که نشنید التماس اون چشامو
تو چی کردی با دل من ندیدی غم صدامو
به دلم موند یه روز،یه روز یه جایی بگی میخوامت !
بگی فقط واسه من عزیزی و هست چشام به نامت
به دلم موند یه روز یه جایی بهم بگی میخوامت !
http://divanefarari.persianblog.ir/post/122/





من فرزندم را اینگونه حمل می کنم !

14 10 2008

undefined

undefined

undefined ادامهٔ مطلب »





دوستت دارم به 21 زبان مختلف دنیا

14 10 2008

English : I Love You

02) Persian : To ra doost daram

ادامهٔ مطلب »