عشق و …

23 07 2008

https://i0.wp.com/www.fasleno.com/UserFiles/w41/siasatmadaran.jpg
– اعتماد وتوکل ،رایحه ای است که از گل عشق بر می خیزد .
– اگر تجربه ای از عشق نداشته باشید هیچ تجرته ای از عبادت نخواهید داشت .
– انسان زمانی بالغ می شود که به جای این که محتاج عشق باشد خود شروع به عشق ورزیدن کند وآن را با دیگران تقسیم نماید .
– بدون قید وشرط دوست بدارید .عشق هنگامی اصیل وخالصانه است که بدون قید وشرط باشد .
– خداوند به معنای آن چیزی است که وجود دارد وتنها راه درک این معنا عشق ورزیدن است به همه هستی .
– در دوست داشتن تعهدی وجود ندارد اما عشق ورزیدن تعهد است .
– دوستی ثمره نهایی عشق است .اگر عشق در مسیر درست پیشرفت کند تبریل به دوستی می شود.ولی اگر در مسیر اشتباه پیش رود تبدیل به دشمنی خواهد شد .
– شما در رشته ای می توانید به کمال برسید که به آن عشق میورزید .(برایان تریسی )
– صداقت ،نخستین بخش کتاب هستی است .(توماس جفرسون )
– عشق باعث میشود انسان از آن چه که هست بمیرد وتولدی دوباره را تجربه کند .عشق هم زهر است وهم نوشدارو .عشبق بزرگترین تضادی است که در هستی وجود دارد .در عشق مرگ وزندگی یکی می شود .
– عشق پیوندی است که همه اجزای عالم را به سوی یکدیگر می کشد وبه هم متصل می کند .
– عشق چون رنگین کمانی است که همه رنگها ی زندگی را در بر می گیرد .
– عشق چیزی نیست مگر شکوفا شدن دل آدمی وشکوفه های دل انسان همگی سفید هستند .
– عشق خود را به دیگران ارزانی کنید اما قلب خود را برای خودتان نگه دارید چون فقط زندگی است که اجازه دارد قلب شمارا تسخیر کند
– عشق عظیم ترین نیروی درمانگر در زندگی است .
– عشق ،حواس را از دیدن عیوب منع می کند .
– عشق ما می سازد بی آنکه «من «را از بین ببرد .
– عشق واقعی ،احساسی نیست که ما را از خود بی خود کند بلکه تصمیم وانتخابی است که از تفکر وتعهد ناشی می شود .
– عشق نیازمند فضایی عاری از توقع وانتظار است .محیطی که درآن قدر شناسی وخوشنودی حکم فرما است .
– عشق همیشه با خود تنهایی همراه دارد وتنهایی همواره عشق به همراه می آورد .

وظیفه سبب می شود تا کارها را به خوبی انجام دهی اما عشق کمک می کند تا آنها را به زیبایی انجام دهی .
– هر جا اراده وعشق بزرگ باشد مشکلات جرات عرض اندام پیدا نمی کنند .
– یک انسان صاحب کمال هیچ گاه گرفتار عشق نمی شود بلکه از طریق عشق به رهایی وآزادگی نایل می آید.
– هیچ عظمتی بدون عشق بزرگ به دست نمی آید .





لذت هستی

23 07 2008

… ما با دمپائی روفرشی مان هیچگاه توالت نرفتیم 

شک را نجس دانستیم و پهلو گرفتیم

برای هوسبازی ملافه را از یاد نبردیم

و عشق ترسیم نمودیم بر تار و پود سفیدیش

بوسه را بوسیدیم

در تنگاتنگ آغوشی هوس آلود

زیباترین لذت هستی را (عرق آلود) تجربه کردیم

لحظه ها را نفس نکشیدیم ٫ لمس کردیم

واژه ها را نو شکفته جاری کردیم

به خود که آمدیم ٫ بی خود شدیم

پیکره مان را شستشو دادیم و آب غسل بر آن پاشیدیم

و آب کشیدیم هر آنچه آبرویمان می ریخت …





گاهنامه ايران باستان

23 07 2008

ايرانيان سال خورشيدي نگاه مي‌داشتند (يعني بر اساس ارتباط خورشيد با زمين). و سال را به دوازده ماه و هر ماه به سي روز بخش مي‌كردند. به اين ترتيب سال 360 روز و شروع سال بعد هر سال پنج روز و پنج ساعت و 48 دقيقه و 46 ثانيه زودتر انجام مي‌شد. هخامنشيان رفع اين مشكل را دنبال مي‌كردند. ساسانيان تقسيم دوازده ماه، و هر ماه سي روز، در سال را حفظ كردند براي هر روز نامي معين كردند و پنج روز هم به آخر سال افزودند به نام «گات‌ها». به اين ترتيب، سال ساساني 365 روز شد و براي جبران ساعت و 48 ثانيه ، هر يكصد و بيست سال، يك ماه به سال مي‌افزودند.

ادامهٔ مطلب »





زن ضعيف نيست ، ظريف است

23 07 2008

در بدو خلقت ، يزدان پاك زن و مرد را از گلي سرشت و بين اين دو موجود خود علقه و محبتي را نهاد و بدين گونه نسل آتي را از اينان به وجود آورد. او با قدرت بي‌كران، انسان را از زن و مردي آفريد و هيچ تفاوتي بين آنان قائل نشد مگر به حجب و حيا و محبت . همين طور آنان را به يك نسبت از علم و دانش و معرفت و هنر بهره‌مند ساخت. اما در وجود زن ظرافت و لطافت‌ها و عواطف و احساسات پاك و انعطاف‌پذير را با دلي پر از رحمت و شفقت و مهرباني به وديعه گذاشت زيرا كه وظيفه مادري را به عهده او قرار داد.

پس به طور كلي او دو آفريده خود را با تشابه آفريد نه آن تفاوتي كه ما بين زن و مرد قائليم. تفاوت رحمان، رحيم، به خاطر وظايفي است كه به عهده‌ي هر كدام از اين دو مخلوق خود قرار داده است والا هم در پيشگاهش مساويند.

ماخذ: نشريه ايران مهر

نگارنده: مريم نايب الصدري





اهنگ نخواستم محسن يگانه

23 07 2008

نخواستم با غم بسوزي ، نخواستم هيچي نگي ، نخواستم درد دلتو ديگه با هيشكي نگي
اخه عشقت اجباري نيست ، تو زندون من نمون
حالا كه فكر رفتني ديگه از موندن نخونتا ديدم ميخواي بري دلم راتو سد نكردبرو فردام مال تو ديگه اينجا بر نگردبدون من بعد من دلتو هر جا جا نزار ، غم با من بودنو تو من بعد يادت نياراگه شونت تكيه گامه پس چرا من تنها شدم ،‌ چرا هر لحضم هميشه منم تنها با خودميه تصوير از عكس چشمات روي ديوار دلمچقد غصم خنده دار چقدر بيمار دلمتا ديدم ميخواي بري دلم راتو سد نكرد برو فردام مال تو ديگه اينجا بر نگردبدون من بعد من دلتو هر جا جا نزار غم غم با من بودنو تو من بعد يادت نياراگه شونت تكيه گامه چرا من تنها شدم چرا هر لحضم هميشه منم تنها با خودم

http://www.p30cyber.com/forum/forum69/thread3030.htm





مهمانی مردگان

23 07 2008
چه مهمانان بی دردسری ند مردگان

نه به حرفی دلی را الوده کنند

نه به دستی ظرفی را چرک

تنها به شمعی قانع ند و اندکی سکوت!!

زنده یادحسین پناهی




فاصله

23 07 2008

از فاصله بیزارم
تو انقدر از من دور بودی

که هرگز فاصله میانمان را نمی دیدم

و تو می خندیدی بر این فاصله

ومن می خندیدم بر خنده تو

فاصله برای من تهی از حجم بود

وتو می خندیدی بر این حجم

ومن می خندیدم بر خنده تو

ارام تر،ارام تر گام بردار

دیشب در خواب فاصله را دیدم

وتو را که گام برمی داشتی

استوار،پیوسته،سریع

دیشب از هجوم فاصله ترسیدم

واز تو،از تویی که انقدر دور بودی

که نمی دیدممت و نمی شناختمت

ارام تر ،فقط قدری ارام تر گام بردار

من از فاصله بیزارم….