18 تيرشور وخاموشي

7 07 2008
باز 18 تير شد، باز 18 تير باز تكاپو باز هم هيجان؛ اين بار، حتما اين بار اتفاقي خواهد افتاد  باز اميد وخيال وباز اوج وباز در يك ان خاموشي وتمام شروعي تازه براي نااميدي خستگي گوشه گيري شروعي دوباره براي فراموشي حتي فراموشي خود؛ 9 سال گذشت وما هنوز وام داريم؛ وام دار انان كه رفتند و ما چه ساده بر انان نگريستيم . واي بر ما كه هيچيم واي بر ما كه حتي توان فرياد را نداريم واي بر ما كه ميبينيم وچشمان خود را ميبنديدم واي بر ما كه از ترس ديده بر هم ميگزاريم واي برما كه نبيبنم براستي تا كي ؟ تا كي ديده بر هم نهادن ونديدن تا كي سكوت تا كي فرياد را در درون حنجر خفه  كردن 18 تيري دوباره وباز هم شور وخاموشي