دختران اهل بخیه

23 06 2008

ر همان حال که دولت ایران در عرصه عمومی می کوشد با اقداماتی چون «مبارزه با بدحجابی» دختران این کشور را مقید کند تا پایبندی خود به یکسری از شئون سنتی – مذهبی را نمایش دهند، در عرصه خصوصی بسیاری از این دختران خود از ساز و کارهایی بهره می گیرند تا پایبند به نظر برسند.

ترمیم بکارت یکی از این ساز و کارها است در جامعه ای که رابطه جنسی خارج از ازدواج را عیب و جرم تلقی می کند؛ بخصوص برای دختران.

مثل تاجی بر سر

«دوست پسرم را خیلی دوست داشتم؛ عاشقش بودم. بعد از یک سال رابطه تصمیم به ازدواج گرفت. اما نه با من. برای همین حس کردم فقط می خواسته از من استفاده کند.»

این حرف بهارک است. او ۲۳ سال سن دارد، دیپلمه و منشی مطب دکتری است در یکی از خیابان های شمال تهران. خودش هم ساکن همین منطقه است. بهارک فروردین امسال عمل ترمیم بکارت را انجام داده است: « دکتر آشنای دوستم بود، از من ۴۰۰ هزار تومان گرفت. نیم ساعت هم بیشتر طول نکشید. درد هم نداشت فقط استرس خودم باعث شده بود احساس درد کنم. بعد از عمل هم درد زیادی نداشتم. الان فقط موقع عادت ماهیانه درد کمی احساس می کنم.»

او با اینکه می گوید «چون رابطه را استفاده مردها دیدم از خانم ها، کاری کردم تا دیگر نتوانم با کسی سکس داشته باشم»، پنهان نمی کند که « آدم فقط بخاطر خودش زندگی نمی کند. بخاطر جامعه و اطرافیان باید همچین کاری بکند. اگر خانواده ام پشتیبانم بودند، دیگر جامعه برایم ارزشی نداشت. ولی وقتی می دانم خانواده ام هم مثل جامعه فکر می کنند، چطور می توانم تن به عمل ترمیم ندهم؟»

بهارک موهای های لایت شده و پوششی به مد روز دارد. کفش های قرمزش چشم را در اولین لحظه می گیرد. روی کفش هایش با رنگ سیاه علامت مرگ نقش شده است؛ می گوید: « اگر بخواهم فقط به احساسم فکر کنم یک آینده تباه شده خواهم داشت. شاید هم وقتی که ازدواج کنم، نتوانم رابطه ای به خوبی رابطه ای را که با او داشتم با شوهرم داشته باشم، ولی من نمی توانم آینده ام را خراب کنم. من خودم پسرهایی را دیده ام که هر شب با یک دختر هستند، اما پای ازدواج که می رسد دختری را می خواهند که دست نخورده باشد.»

او تاکید می کند که خانواده اش از آن خانواده هایی نیست که دختر در آنها حتما مجبور به ازدواج باشد ولی اضافه می کند: «از اینکه راحتی ذهنی دارم خوشحالم. مثلا صحبت از خواستگار که می شود، خب استرس ندارم دیگر.»

بهارک می گوید: «مردهای جامعه مان، دختری را که پرده بکارت داشته باشد سریع می پسندند» و تعریف می کند: «در این مدت من با دو پسر آشنا شدم که وقتی فهمیدند من باکره هستم، سریع عاشقم شدند و می خواستند هر جوری که شده با خودشان نگه ام دارند.» لحظه ای مکث می کند و ادامه می دهد: «مثل یک تاج روی سرشان.»

اما لیلا که دانشجوی رشته مدیریت در یکی از شهرهای مرکزی کشور و ساکن خوابگاه دانشجویی است و می خواهد از فرصت ترم تحصیلی و دوری از خانواده استفاده کند تا در یکی از روزهای پاییز ترمیم بکارت کند، جور دیگری به قضیه می پردازد: «در کشوری که آزادی کلام نداریم، چطور می توانیم آزادی بدن داشته باشیم؟»

لیلا دختر «خانواده شهید» است و این موضوع را در اجبار برای ترمیم بکارت به طور مضاعف موثر می داند:« مشخص است، جامعه دید دیگری روی ما دارد.»

این دختر جوان که تاکید می کند «ندانسته به سرم همچین بلایی آمد»، توضیح می دهد: «البته تجاوزی در کار نبود، اما فکر می کردم می خواهیم برای همیشه با هم بمانیم. اگر می فهمیدم اصلا به من نمی خورد، هیچ وقت همچین کاری نمی کردم. من آن موقع نمی دانستم که او یک معتاد به کراک است.»

لیلا می گوید هیچ اهمیتی ندارد که برای ترمیم بکارت چقدر درد بکشد و می خواهد با وامی که یکی از دوستانش قرار است برایش بگیرد، خرج عمل را جور کند تا بعد از آن بتواند به «پسر مذهبی ای» که به تازگی با او آشنا شده برای ازدواج جواب مثبت بدهد.

تصمیم کبری

«اتفاقی که می افتد این است که تو با کسی ازدواج می کنی که پذیرشی برای اختیار و آزادی تو به عنوان یک انسان ندارد. در واقع از چاله به چاه افتادن است و سیکل خشونت بر زنان تداوم پیدا می کند.»

آیدا، مددکار اجتماعی اضافه می کند: «با اینکه دخترها دیگر چندان رویکردی مطابق با رویکرد خانواده و عرف به مسایل ندارند، باز هم اگر جایی پایشان به قانون یا خانواده گیر کند، می شوند همان دختران قبلی با همان درجه آسیب پذیری.»

آیدا به جز ترمیم بکارت و ازدواج به شیوه سنتی، احساس گناه را یکی دیگر از نمودهای آسیب پذیری این دختران می داند: «خیلی باید بر روی مواردی که بکارت خود را به هر شکلی از دست داده و در همین ارتباط به مددکار مراجعه کرده اند، کار کرد تا بتوان موفق شد درصدی از احساس گناه را در ذهن آنها کمرنگ کرد.»

آیدا که مدیرعامل یک سازمان غیر دولتی کودک و خانواده است و از سال ۱۳۷۹ در محلات جنوبی شهر قزوین کارگاه های مختلف آموزشی در مساجد برگزار کرده، تعریف می کند:«در یکی از کارگاه های ارتباط موثر، دختری به اسم کبری که از لحاظ جسمی وضعیت خوبی نداشت و با اینکه سی ساله بود به نظر ۱۱ یا ۱۲ ساله می آمد، آمد طرف من و گفت می توانم با شما به طور شخصی صحبت کنم، گفتم چرا نمی توانی و پرسیدم می خواهی بیرون قرار بگذاریم که گفت خانواده اش نمی گذارند هیچ جایی غیر از مسجد برود. کارگاه که تمام شد، او گفت که من بکارتم را از دست داده ام.»

آیدا می گوید: «این مساله برای او خیلی سخت بود و اصلا نمی توانست هضمش کند و شروع کرد به گریه کردن و توضیح دادن درباره خانواده اش و متوجه شدم که به علت ضعف های جسمی که دارد خانواده اش به چشم یک دختر عقب افتاده به او نگاه می کنند.»

به گفته این مددکار، کبری سرگذشتش را چنین بازگو کرده است: «یکی از دایی هایم که متاهل است و کارش فروش مواد مخدر است، از بچگی من را لمس می کرد، تا اینکه چند وقت پیش که موقعیت برایش پیش آمد، آمد طرفم و لباس هایم را درآورد اما کار خاصی نکرد. ولی دفعه دوم که چند روز پس از آن ماجرا بود، به من تجاوز کرد. همیشه فکر می کنم این سرنوشت شوم من بود که آن لحظه خانه خالی شد وگرنه در خانه ما هیچ وقت جای سوزن انداختن نیست. می خواستم گریه کنم، جیغ بزنم ولی می ترسیدم کسی بیاید و هر دو مان را بکشد.»

آیدا توضیح می دهد که چند وقت بعد، دایی کبری بخاطر فروش مواد زندانی شد و به نظر می رسید لااقل برای مدتی نمی تواند به رفتار خود ادامه دهد، «ولی به هر حال کبری احساس گناه وحشتناکی داشت. در مقابل پیشنهاد ترمیم بکارت هم می گفت که هیچ بهانه ای برای از خانه خارج شدن یا استراحت کردن در خانه ندارد و در نهایت گفت به جای ترمیم بکارت تصمیم دارد که اصلا هیچ وقت ازدواج نکند.»

بهای سلب آزادی

سمیه، یکی از دوستان نزدیک الهه، دختر ۲۸ ساله ای که دو سال پیش سقط جنین و ترمیم بکارت را تجربه کرده است، می گوید: «بعد از عمل ترمیم بکارت الهه، آرمن آمده بود و نوازشش می کرد. شاید یکی از مسایلی هم که باعث شد الهه با این قضیه خیلی راحت کنار بیاید، نوع برخورد شریک جنسی اش بود. یعنی الهه در رابطه با او خودش را قربانی نمی دید.»

سمیه توضیح می دهد که الهه و آرمن پنج سال بود که با هم رابطه داشتند: «الهه از یک خانواده مذهبی مسلمان و آرمن، از خانواده یک کشیش مسیحی بود که مسلمان شدن اعضای خانواده برایشان تابو محسوب می شود. برای همین اصلا امکان ازدواج نداشتند.»

او تعریف می کند: «با باردار شدن الهه، آرمن خیلی تلاش کرد تا توانست دکتر مطمئنی پیدا کند تا الهه بتواند هم بچه اش را سقط کند و هم با ترمیم بکارت به حالت اولیه برگردد و بعد گفت برو ازدواج کن. حالا هر دو شان ازدواج کرده اند.»

سمیه می گوید «به هر حال الهه بخاطر شرایط خانوادگی اش مجبور به ترمیم بکارت بود» و ادامه می دهد: «وگرنه خودش چون ارتباطش عاشقانه بود، عشق را پشتوانه می دانست و هیچ وقت حس گناه نداشت. حالا هم خیلی زندگی خوبی دارد. اصلا به آن ماجرا به چشم شکست نگاه نمی کند، فقط افسوس می خورد که نتوانسته با آرمن زندگی کند.»

سمیه که مجرد و مترجم یک شرکت خصوصی است اعتقاد دارد: «باید کم کم همه بپذیرند که اگر رابطه جنسی بین دو نفر ایجاد می شود یک اتفاق خیلی طبیعی است و دلیلی ندارد که یک طرف قضیه بخواهد برود جراحی کند تا مبادا کسی بفهمد و شانس های ازدواجش را از دست بدهد.»

او می گوید: «شاید کم کم این فرهنگ جا بیفتد. الان خیلی از پسرها هستند طرف دختری که تجربه جنسی ندارد نمی روند با این عنوان که این دختر “ببو گلابی” است. یعنی “پپه” است و هیچ چیز سرش نمی شود و نمی تواند شریک جنسی خوبی محسوب شود.»

لاله دختر دیگری است به سن و سال الهه که با دوست خود رابطه جنسی دارد اما می گوید: «هیچ وقت به ترمیم بکارت فکر هم نمی کنم.» می خندد و می پرسد: «بدوزیم؟ این می شود بکارت؟» و سوال می کند: «اصلا برای چه بکارت؟ من چند وقت دیگر سی ساله می شوم، مگر بچه ام که جامعه بخواهد جای من تصمیم بگیرد؟»

البه لاله انکار نمی کند که تا به حال بارها از طرف خانواده اش تهدید شده است که باید با آنها به پزشک زنان برود و تست سلامت بکارت بدهد: «اما به نظرم همه چیز بیشتر به دیدگاه خود آدم برمی گردد. به اینکه اعتقاد داریم حفظ حریم شخصی مان ارزش مقاومت دارد یا نه. اگر اعتقاد داریم، پس باید مقاومت کنیم. نمی شود یک جایی آزاد رفتار کرد، بعد فردایش رفت ماله کشید.»

او اعتقاد دارد: «ترمیم بکارت نمونه خوبی است که نشان می دهد سلب آزادی یک فرد چه زن چه مرد در نهایت به ضرر خود کسانی که با انواع روش ها آزادی را سلب کرده اند تمام می شود. اگر آزاد بودیم هر کسی جفت خودش را پیدا می کرد، نه اینکه یک نفر که می خواهد زنش باکره باشد، با یک زن ترمیم بکارت کرده طرف باشد.»

به خاطر یک مشت دلار؟

تاثر بهارک در مقابل این سوال که «آیا فکر نمی کند در واقع با ترمیم بکارت به همسر آینده اش دارد دروغ می گوید» در لحنش آشکار می شود: «خیلی انجام دادن ترمیم بکارت برایم سخت بود. در حد یک ضربه بود. افسردگی گرفته بودم و احساس می کردم از پسرها منزجر شده ام. برای همین شاید لذت هم ببرم از دروغی که به آن ها می گویم. شاید هم اصلا برایم مهم نباشد دروغ به حساب بیاید.»

لیلا هم با لحظه ای تامل می پذیرد که «مسلم است که ترمیم بکارت یعنی دروغ، ولی علت این دروغ من نیستم، علت این دروغ فشارهای فرهنگی اجتماعی مان است.»

او با این توضیح که در جامعه مان هیچ مردی پیدا نمی شود که باکره نبودن زن را بپذیرد، پیشاپیش خود را تبرئه می داند و می گوید: «اگر هم پیدا شود به عنوان اینکه زن هم مثل او آزاد است به آن نگاه نمی کند. این را وسیله ای می کند برای تحقیر و سرکوفت دایمی زن. انگار که لطف کرده و با او ازدواج کرده است.»

اما شهره، کارشناس ارشد مامایی که در مطبش ترمیم بکارت را برای مراجعان انجام می دهد، اعتقاد دارد: «خیلی از دخترها از باکره بودن به عنوان پوئن استفاده می کنند تا ازدواجی با شرایط بهتر داشته باشند؛ نه اینکه همسر کسی شوند که به آزادی شان احترام می گذارد ولی وضع مناسب مادی ندارد و معمولی است.»

شهره با تاکید بر اینکه «مردها هم خودشان باید کمی فکر کنند»، توضیح می دهد: «مردها دوست دخترهایشان را می برند که این عمل را انجام دهد. اما باز هم از همسر آینده شان توقع دارند که باکره باشد. یک لحظه هم حتی فکر نمی کنند که ممکن است او هم دروغ بگوید. شاید هم ترجیح می دهند دروغ بشنوند و از شنیدنش هم لذت می برند.»

مشکلی که با یک بخیه حل میشود

«در شب زفاف و پس از آن که عروس و داماد به حجله می رفتند، فردی به عنوان ینگه در پشت در منتظر می ماند تا دستمالی را که نشان از سلامت دختر است تحویل بگیرد و با نشان دادن آن به مادر شوهر و مادر زن انعامی نیز نصیب خود کند. اگر دستمال سفید بود که غوغایی به پا می شد و بی آبرویی دختر و خانواده وی را به همراه داشت و احتمال داشت به دست پدر یا برادر “باغیرت”، خونش “مثل سگ” ریخته شود. البته این اتفاق کم می افتاد. گاه عروس سر داماد را کلاه می گذاشت و دستمالی را که به خون کبوتر آغشته بود، به کار می برد.

«رسم دستمال بینی، مربوط به ایرانی است که هنوز علم پزشکی در آن پیشرفت نکرده بود و جراحی دخترانی که پیش از ازدواج خود را “لو” داده بودند، رایج نشده بود.» محمود کتیرایی – از خشت تا خشت

سابقه جراحی هایمن یا پرده بکارت در ایران از نظر تاریخی دارای مبنای دقیقی نیست؛ چرا که همواره پنهانی انجام می شده و کمتر سخنی از آن می رفته است. به همین دلیل، سابقه و میزان رواج آن، ثبت نشده است.

اما می توان گفت به موازات افزایش آزادی های روابط دختران و پسران و گسترش روابط جنسی، این نوع جراحی نیز افزایش داشته است.

جراحی پنهانی، بدون استفاده از روش‌های علمی

تغییر در هنجارهای اجتماعی و سبک زندگی، افزایش روابط جنسی دختران و پسران را به همراه داشته است، اما همچنان بسیاری از دختران و پسران، وجود هایمن (پرده بکارت) را به عنوان پیش شرطی برای ازدواج، مهم می شمارند.

به همین دلیل، انجام جراحی ترمیم هایمن در ایران رشد قابل توجهی داشته، به طوری که به نظر می رسد بسیاری از ماماها و پزشکان متخصص زنان این نوع جراحی را انجام می دهند.

فراگرفتن این نوع جراحی به صورت تجربی است. به این معنا که فردی که دارای اطلاعاتی در حد یک فوق دیپلم مامایی است، تنها با چند بار حضور هنگام این جراحی، توانایی جراحی را پیدا خواهد کرد. جراحی که شامل زدن چند بخیه است که بیش از نیم ساعت وقت نیاز ندارد و همیشه نیز در مطب و در ساعات خلوت انجام می شود.

خانم دکتر شیوا، که خود نیز چند مورد جراحی هایمن انجام داده، می گوید که نبود منابع آموزشی سبب شده تا این عمل، به صورت تجربی فراگرفته شود: «تمام منابع علمی پزشکی که در دانشگاه ها تدریس می شود، براساس منابع خارجی است و روش های خاص آن نیز تشریح شده است. به طور مثال برای جراحی های گوش، حلق، بینی و امثال آن روش های مختلفی وجود دارد که هر کدام نیز تشریح شده است؛ اما از آن جایی که این نوع عمل در دیگر کشورها معنایی ندارد، هیچ منبع علمی برای آن موجود نیست. در فارسی هم اگر منابعی باشد، برای سرپوش گذاشتن بر روی این موضوع، مخفی مانده و یا می ماند و تنها از طریق تجربی می توان این کار را انجام داد.»

در واقع هر کس شیوه خاص خود را به کار می گیرد که حاصل مشاهدات پیشین وی به عنوان دستیار پزشک بوده است.

دستمزدهای میلیونی برای چند بخیه

براساس اظهارات دکتر شیوا، کل جریان عمل محدود به زدن چند بخیه است که در نهایت منجر به خونریزی در شب زفاف شود. براساس نرخ بازار دارویی کشور، قیمت نخ بخیه ایرانی ۶۰۰ تومان و خارجی آن سه هزار تومان است؛ اما هزینه زدن این بخیه ها در نقاط مختلف تهران متفاوت است.

هزینه این عمل نیم ساعته که همراه با بی حسی موضعی است، از ۲۰۰ هزار تومان تا هفت میلیون تومان در تهران متغیر است. این نوع نوسان قیمت بستگی به این دارد که مطب در کجای تهران (شمال، شرق، غرب و یا جنوب) واقع شده باشد.

در جراحی های ساده هزینه ها از ۲۰۰ هزار تا ۵/۱میلیون تومان متغیر است؛ اما در جراحی هایی که از روش های جراحی پلاستیک و لیزر به عنوان از بین بردن جای بخیه استفاده می شود، ارقام تا ۷ میلیون تومان نیز افزایش می یابد. این نوع جراحی ها نیز در مطب انجام می شود و حدود ۵/۱ ساعت زمان می برد. تنها امتیاز آن این است که در این شیوه، حتی پزشکی قانونی نیز متوجه ترمیم هایمن نمی شود.

رونق بازار این ماماها به حدی است که مامایی که تا چند سال پیش در ورامین کار می کرده، بعد از ارتقای محل کارش به خیابان خراسان، پیروزی و بعد از آن میدان هفت حوض، اکنون در جردن مطب دایر کرده است.

گروه سنی مراجعان و انگیزه جراحی

بسیاری از پزشکانی که این عمل جراحی را انجام می دهند، از گفتگو درباره آن، بخصوص با خبرنگاران پرهیز دارند. این پزشکان که مراجعان خود را هم با احتیاط و صرفا در صورت داشتن معرف می پذیرند، حتی اگر تایید کنند که این در این عمل جراحی شرکت داشته اند، بلافاصله تاکید می کنند که آن را صرفا در مواردی معدود برای دوستان و آشنایانشان، و فقط «به قصد کمک» انجام داده اند.

از سوی دیگر، مراجعان هم تلاش می کنند تا حد امکان هویت و مشخصات شخصی خود را پنهان نگه دارند و ردی از خود، برجای نگذارند.

در این شرایط، نمی توان آمار درستی در خصوص سن مراجعان و یا تغییراتی که ظرف سال های گذشته در این خصوص داشته ارایه کرد؛ اما بر اساس حدس هایی که برخی دکتران از روی چهره مراجعانشان زده اند، می توان تخمین زد که سن مراجعان از ۱۴ تا زیر ۳۰ سال است.

دکتر شیوا که بیشتر مراجعانش دختران ۲۰ تا ۲۴ ساله بوده اند، علت تمایل دختران به انجام این جراحی را نوعی «عذاب وجدان» و برای «تسکین روح» می داند.

«بیشتر دخترانی که به من مراجعه می کنند، به دلیل قرار گرفتن در شرایط عاشقانه و یا وابستگی به طرف مقابل تن به این رابطه داده اند و پس از آن به دلیل درگیری های روحی که برایشان ایجاد شده و یا موقعیت ازدواجی که برایشان پیش آمده، اقدام به جراحی می کنند. این دختران به نوعی، اخلاقیات برایشان اهمیت بالایی دارد و درونشان ریشه دارتر است. این گروه معمولاً از خانواده های مذهبی و سنتی هستند؛ اما گروه دیگری هستند که روابط جنسی بخشی از زندگی شان است. این گروه نیاز و ضرورتی برای جراحی نمی بینند.»

به اعتقاد دکتر مصطفی اقلیما، رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران و بازرس مجمع انجمن های علمی گروه پزشکی، دلیلی که دختران را به این نوع جراحی ترغیب می کند، خانواده های سنتی و «متعصبی» است که وجود هر رابطه ای را برای دخترانشان ننگ آور می دانند.

ببرخی از این خانواده ها، اگر از روابط دوستی دخترانشان، حتی در سطحی ساده باخبر شوند، آنها را «دختران بدی» تلقی می کنند که باید طرد یا مجازات شوند؛ مجازاتی که در جامعه های بسته تر و سنتی تر، حتی تهدید به مرگ را هم شامل می شود.

تنهایی در اتاق جراحی

دکتر شیوا می گوید: «در اکثر موارد دختران تنها به مطب مراجعه می کنند و حتی پسرانی که با آنها رابطه داشته اند نیز حاضر نیستند با آنها همراه شوند؛ شاید به این دلیل که حاضر نیستند مسوولیت عملی را که انجام داده اند، برعهده بگیرند؛ حتی در شرایطی که هزینه آن را خود پرداخت کرده باشند. در این موارد نوعی اصرار از سوی پسر برای انجام این عمل وجود دارد که دلیل آن “از سر باز کردن” دختر است.»

او در خصوص «داستان سرایی»های دختران هنگام بازگویی شرح حال خود، می گوید: «دختران در بدو ورود ابتدا سناریویی را که از پیش طراحی کرده اند را می گویند. اکثراً می گویند که یا وقتی از دیوار می پریدند، ضربه خورده اند، یا با شدت به تخت خورده و یا زمانی که پدرش در حال تنبیه وی با چوب بوده، دچار این اتفاق شده؛ اما پس از آن، گریه و ناله شان شروع می شود و حقیقت را می گویند.»

حاکمیت روش‌های سنتی در کنار روابط آزاد

بسیاری از پسرهای نسل کنونی، روابط جنسی را جزیی اصلی و تفکیک ناپذیر از دوستی های خود می دانند و آن را روابطی طبیعی بر می شمرند که نشانه «رهایی از تفکرات پوسیده و سنتی» است. اما عمر این باور، تا زمانی است که بخواهند شریک زندگی مشترک خود را انتخاب کنند.

پسرهای امروزی هنوز هم هنگام ازدواج خواهان دختری هستند که پیش از آن رابطه ای نداشته است. از همین رو است که هنوز هم همچون سالیان پیش، نامعمول نیست که خانواده دختر و پسر، دختر را پیش از ازدواج نزد ماما ببرند تا از صحت و سلامت وی مطمئن شوند.

دکتر شیوا می گوید: «معمولاً دخترانی که دچار “مشکل” هستند، چند روز پیش از مراجعه همراه خانواده، به تنهایی می آیند و با اعلام مشکل خود، درخواست می کنند که مساله پنهان بماند.»

دکتر اقلیما، مدعی است که بخش عمده ای از مردان در یک رابطه به دنبال برقراری روابط جنسی هستند و احساسات و داشتن دوستی هم فکر برایشان بی ارزش است.

او می گوید: «بسیاری از مردان با وجود آن که با دختران زیادی دوست بوده و رابطه داشته اند؛ اما هنگام ازدواج به سراغ فردی می روند که چیزی از گذشته وی و روابطش نمی دانند و یا خانواده سلامت اخلاقی وی را تایید می کنند. در واقع ندانستن را بهتر از دانستن می دانند و از سوی دیگر برای آن که شنیدن دروغ برایمان لذت بخش تر است، دروغ را بهتر باور می کنیم. دختران نیز به دلیل شرایط نامناسب فرهنگی و اجتماعی که وجود دارد، علی رغم آن که به عنوان یک انسان باید از لذت های زندگی بهره مند شوند؛ اما برای ادامه زندگی مجبور به پنهان کاری هستند. پس بسیاری اقدام به جراحی می کنند.»

رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران، معتقد است: «زمانی که قانون را مردان می نویسند، همه چیز به نفع آنان و در جهت لذت بردن و جلب رضایت آنان است و در مقابل این زن است که باید سرکوب شود، زیبایی های خود را پنهان کند؛ چرا که شهوت طلبی مردان به پای آنان نوشته می شود، غافل از این که این مرد است که با استفاده از روش های مختلف چرب زبانی و بازی در نقش یک عاشق، به دنبال به دست آوردن زن است که پس از بهره مندی نیز به سادگی وی را رها می کند و زنی را برای مدت ها شکست خورده، افسرده و نامطمئن نسبت به جامعه بر جای می گذارد.»

با وجود آن که در روابط دختران و پسران ظرف سال های گذشته تغییرات زیادی ایجاد شده، اما همچنان تفکر سنتی وجود دارد که ریشه آن در مردان، قوی تر از دختران است. چه طی این سال ها، دختران بسیاری خود را با «تفکر نوی» آزادی روابط وفق داده اند و باور دارند که این روابط علاوه بر ارضای یک نیاز، برای افزایش عشق و علاقه لازم است و باید از آنچه «تفکرات پوسیده مادربزرگ ها» می نامند، گذر کرد؛ اما از سوی دیگر همچنان این تفکر در مردان وجود دارد که دختری که امروز با تو است و تن به خواسته تو داده، فردا روز نیز می تواند از آن دیگری باشد.

دکتر اقلیما، در این زمینه نیز می گوید: «در شرایطی که بیشتر پسران مخصوصاً زیر ۲۷ سال، رابطه جنسی را به طور کامل تجربه کرده اند، می توان دریافت که این افراد با زنان و دخترانی که در همین جامعه هستند، رابطه داشته اند؛ اما با حذف و ندیده گرفتن موارد خود، به سراغ فردی می روند که اطلاعاتی از وی ندارند، که این این امر ناشی از عدم قبول واقعیات موجود و تمایل به ندانستن حقیقت و دروغ شنیدن است.»

Advertisements

کارها

Information

60 responses

24 06 2008
100 لينك برتر امروز-4 تير87 « لينكدوني

[…] دختران اهل بخیه ر همان حال که دولت ایران در عرصه عمومی می کوشد با اقداماتی چون «مبا […] […]

27 07 2008
honar shoe

دنبال يه همچين مطلبي ميگشتم .
خيلي ممنون

31 07 2008
مهتاب...

سلام.
تاســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــف!!!!!!
زیبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاست
تفسیر
عشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق.
موفق باشید.

2 08 2008
ابراهیم

¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***_وب جالب داري اگر حال__***
_***____کردي به ما هم سر بزن***
__***___________________***
___***______بدو بيا ____ _***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***منتظرتمممممم…….

1 09 2008
يوسف

O,F

9 09 2008
Abed

تا اونجایی که من میدونم مردم کشور ما آدمهایی هستند لجباز با افکار قدیمی،
هرچه بیشتر به یه موضوعی گیر بدی بیشتر میرن به طرفش ، صرفا برای اینکه
ثابت کنند ما اگر بخوایم کاری رو بکنیم میتونیم و از هیچکس ترسی نداریم .
پس اگر این آزادی از اول تو کشورمون جا افتاده بود ، رابطه ی بین دختر و پسر یه
امر عادی بود و هر کس که دلش میخواست رابطه ی جنسی با دوستش(دختر یا پسر)
یا برقرار میکرد یا اینکه نه برعکس این قضیه .
البته ببخشید که همش میگم من ، اما من به شخصه با اینکه یک پسر امروزی هستم
و افکارم بازتر و امروزی تر هست و مجرد هم هستم هنوز با هیچ دختری رابطه دوستی
نداشتم چه برسه که بخوام رابطه جنسی داشته باشم ، و همه اینها به خاطر اینه که
من یه نفر رو دوست دارم و میخوایم با هم ازدواج کنیم .
شاید اگر نامزدم یک دختر باکره هم نبود من از تصمیم خودم منصرف نمی شدم چرا که
همدیگه رو دوست داریم و این چیزا برامون اهمیتی نداره و من هم به خودم اجازه نمیدم که بهش خیانت بکنم البته اونم مثل خودمه .

پس بیاید با کمک هم این طرز فکر رو تو جامعه تثبیتش کنیم تا دیگه دخترای جوون تن به این روابط ندن و به جای این کار پیشنهاد ازدواج رو به دوست پسر یا دوست دخترشون بدن
تا دیگه به قول خودشون «عذاب وجدان» نداشته باشند .
Abed

4 11 2008
MASOUD

SALAM

7 06 2009
سام

از اینکه تو همچین کشوری با همجین مردمی زندگی میکنم متاسفم. هر کسی پای یه عشق پاک ماندگارو جاویده بزنگه09358065519سام

29 06 2009
ناشناس

دنبال زن می گردم اگر دارید معرفی کنید ممنون

7 10 2009
الهام

salam mikhay man zanet sham haaaaaaaaaa?2khtare khili khobiama gofte basham ta hala sex nadashtam

9 12 2009
احمد

سلام یعنی نمیخوای یه بار امتحان کنی111!!!

5 10 2010
سعید

سلام جیگر 23 سالمه . بچه تهران . میخوام باهات بیشتر آشنا بشم .11 شب به بعد تماس بگیر09369096160

3 11 2010
میلاد

به این خط یه اس بده

5 12 2010
مجید ک

خوب هستی شماره بده خوشم از کسی میاد که به خودش اعتماد داره

18 07 2009
حمید کشاورز

خودم

19 07 2009
ياسمين

مطلب جالبي بود متشكرم. كاش پسرها هم كمي وجدان داشتند و به فكر دختري كه باهاش دوست هستند بودند اگر اين طور بود ديگه از اون دختر سوءاستفاده جنسي نميكردن.

25 09 2009
پاییزی

سلام
وبلاگ جالبی دارین. ممنون
کاش ای کاشی نبود
کاش عشق بازی نبود

16 11 2009
میکنم

1دختر جیگر بزنگه 09364149897

9 12 2009
احمد

سلام دختر اهل بخیه بزنگه

9 12 2009
بردیا

سلام نیازمند دختری اهل حال هستم تماس0 بگیرید0 09121030179

25 12 2009
saeed

saeedam 35 sale az shomal ie dokhtare ba hal ahle sex vase dosti tamas begire 09118487217

25 12 2009
pasargad

اقايون اينجا سايت دوست يابي نيست

5 02 2010
نازنین

انشا الله که به زودی نسل تمام پسرها از روی زمین برداشته شه

3 07 2010
hero

ایشالا بمیری

5 12 2010
مجید ک

از چند تاشون خوردی

5 02 2010
نازنین

اصلا سایت خوبی نبود .شما هوس و کار خلاف شرع رو به حساب عشق میزارین؟

11 02 2010
ندا

عجب بابا

12 02 2010
مجتبی

با سلام و خسته نباشید
از سایتتون خوشم اومد. به نظر من باید ادما وقتی با یکی دوست میشن بیشتر روی شناختن فکر طرف مقابل و اینکه اون در عمق قلبش به چی فکر می کنه بپردازن به جای اینکه دنبال پیدا کردن یه حس گمشده ای بگردن که فکر میکنن میشه توی دیگری پیدا کرد
خلاصه اگه بفهمی کی به چی فکر میکنه, میتونی بگی تا حدی زیادی شناختیش…
ممنوم از فضای جاب سایتتون

19 02 2010
joly

اه اه

10 04 2010
جزيره

09124483557
Bebakhshida fagat baladid harf bezanid ,vagti ham ke khareton az ro pol gozasht dg dg bye .ba shomam dokhtara …

19 04 2010
هیوا

جالب بود..

15 05 2010
ناشناس

salam.tehran niavaran h.shaabani2yahoo.com

21 05 2010
مریم

متاسفانه این واقعیت تلخ جامه امروز ماست.
ولی تا زمانیکه ما دخترها خودمون برای احقاق حقوقمون تلاش نکنیم نباید امید داشته باشیم که مردان جامه دیدشونو عوض کنن.
متاسفانه 90% دخترا و زنهای ماافراد ترسو وبه نوعی کاسه از اش داغتر هستن در خلوت کار دیگه ای میکنن ولی در ظاهر طرفدار این باورهای پوچ هستند و حاضرند به هر دری بزنند تا اون چیزی جلوه کنن که جامعه تحمیل میکنه.
وای بر ما دختران و زنان ایران که با برابر خلقت خدا هم به جنگ رفتیم و تمام هم و غممون تا وقتی که در رابطه هستیم شده راضی نگه داشتن یه مرد و زمانی که تنهاییم راضی نگه داشتن جامعه.
ایا خداوند برای مردان هم عضوی خلق نموده که بر اساس اون بشه پاکی وجود و مردانگیش رو تشخیص داد؟؟؟؟؟؟

26 05 2010
ساناز

هر موقعيتى شرايط خاص خودشو داره،سكس هم يه نيازه طبيعيه اما…

26 05 2010
ساناز

سلام _

26 05 2010
ساناز

سلام _مطالب جالب بود

29 06 2010
رها

به نظر من ایرانی که اسم مسلمان بودن و شیعه بودن مردمش رو یدک میکشه دیگه کمتر می تونی یه مسلمون واقعی رو پیدا بکنی ظاهرا دیگه کسی نه به اون دنیا اعتقادی داره و نه ترسی خدا اخر و عاقبت ما رو با این همه انسان نما به خیر کنه

29 06 2010
رها

سکس برای هر کسی لازمه .اصلا ادمی که سکس رو نخواد بیمار محسوب میشه ولی ایا ما می تونیم هر لحظه که هوس کردیم تن به این کار و با هر کسی بدهیم؟

19 11 2010
ئخت

نه

25 08 2010
میثم

هر صحبتی که کردی راجب سکس بود وای وای وای از خدا فراموش کردید .

25 08 2010
جواد

برید دنبال نان باشید که خربزه آبه

29 08 2010
behrooz

وایی خدای من!
سرم سوت کشید،
متاسافم،اول واسه اینکه چرا اکثر دخترا تنشون واسشون ارزش نداره؟بابا شما عفت و پاکی تون به همین تنتونه،چرا الکی پای عشق رو وسط میکشین؟بعدشم اگه پسر واقعا خاطرخواه شما باشه حاضر نمیشه بهتون نگاه بد کنه چه برسه به سکس!(البته منظورم این نیست که هیچی نباشه،ولی حد و مرز باید رعایت شه و اگه پسر هم خواهان سکس کامل باشه دختر نباید تن بده البته اونم در صورت بودن یه ذره عشق و علاقه)
دوم واسه همجنسای خودم که حاضرن واسه خاطر یه لذت چند ثانیه ای هر کاری کنن و اصلا واسشون مهم نیست که بعد ممکنه چه ضربه ای به دختر بزنن.(البته شاید منم یکی از همینا باشم،نمیدونم!ولی نه،من در بدترین شرایط هم…)
عشق من هم مثل اکثر دخترا تنش واسش مهم نبود و به خاطر ترس از دست دادن دانشگاهش با یه ذره تهدید از طرف یه مسوول دانشگاهش تن به این رابطه داد و الان هم یکساله که هم محدود شده و هم به بدترین شکل ممکن داره زندگی میکنه ولی اگه خدا بخواد همین روزا میخوام مامانمو بفرستم که صحبت کنه و اگه خانواده ش راضی شن… .

21 09 2010
سارا بهرور

من اهل آشنایی الکی نیستم اگه اگه اهل سکس هستید زنگ بزنید وقت جواب دادن الکی رو ندارم 50 هزار تومان هم میگیرم در ضمن اول خودم جواب نمیدم شما بادی بگید با سارا بهرور کار دارم  09354093907 و 09122619404

21 09 2010
امیر

کس لازمم

31 10 2010
narges

مزخرف بود

8 11 2010
mori

اخه تو چى ميدونى توله سگ عشق چيه عاشقى چيه مسبتو شکر هر چى خونده بوديم پريد

8 11 2010
mori

عشق چيه عاشقى چيه اخه تو چى ميدونى توله سگ

17 11 2010
ساناز

یه دختر خوشگل اهل سکس اگه زنگ نزنید پشیمون می شید 09379109649

19 11 2010
من

تانتنان

23 12 2010
جاويد

سلام
سکس صميميت مرد هست…اونيکه همه چيو خراب مي کنه خوده دخترا هستن بدن که مي بينن چيزي دستشون نمونده ميان اين حرفارو ميگن ..دخترا هميشه فکر ميکنن از اونيکه تو دستشون هست بهترشو پيدا ميکنن البته نميگم همشون ولي فعلا تو جامعه بيشترشون اينتوري فکر مي کنن

17 01 2011
sahar

پسرهای ناز و خوشگل اگه خواستن تماس بگیرن09139190062اسمم سارا

17 01 2011
sara

پسرهای ناز و خوشگل اگه خواستن تماس بگیرن09139190062اسمم سارا

18 01 2011
حامد

یکی بزنگه09394558972

5 02 2011
سحر

خواهشا فقط پسرا زنگ بزنن
لطفا اولش اس ام اس بدید
09139190062

13 04 2011
جواد(افغان)

h’isاگر میشه باهم به تماس بشیم چرا که میان به خانم مثل شما ضرورت دارم
اگه اگه لطف اش بکنی من خیلی علاقه مند به شبان که باهم بخوابیم لذت لذت بخش خوهد بود
نم نمبر موبایل0093705915948 بام تماس حاصل نماید

4 04 2011
KEIVAN

09361082334کیوان دخترا بزنگن

4 04 2011
بللقق

بللذلبذلذلب

4 04 2011
نیما

فقط دخترای سکسی بزنگه نیما هستم 09361082334

13 04 2011
جواد(افغان)

دختر اگر خوب باشد بامن به تماس میشود چرا که ما به هرقسم ضرورت خواب تنهای انرا ازطریق موبایل حل خواهم نمود
بین بین بین من برایت چه تحفه دارم یک …..بدی ……! چرا هردوما مشکل به همین دارم . ترا خواب راحت مرا عذاب حمام تر ا تقویت مرا ضعف درهر لحظه یکه باتو باشم ک
چیست ان هست ببین من چه حالت دارم .حالتم متوسط …ک ..نه متوسط ..نه خیلی بزرگ…بلی شما که هم همن را خواهان هستی

26 07 2011
پوریا

سلام.من یه دوست دختر خوب وبامرام وبامعرفت بزنگه سنش17یا18باشد شمارم09392484051

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: