باز تهي شدم

11 04 2008
باز تهي شدم از هيچ وتهي وتهي تر از بودن نه حواسي ونه حسي نه عشقي ونه ………….
واي خدايا ي بزرگ گويي همانند مجسمه اي سراسر يخ منجمد شده ام ودر گرماي عاشقانه افتاب رو به زوال ونابودي گزارده ام وهر چه محبت عاشقانه افتاب بيشترمرا در بر ميگيرد نابودي وزاولم نزديك تر ميشود.
خسته ام.، مثل هميشه جملهاي تكراري زيبا وكسالت اورخسته ام از تمام دنيا خسته ام از همه چيز وهمه كس خسته ام كاش خورشيد نبود وكاش دنيا را سرماي يخي وجودم ميپيمود وتمام دنيا يخ ميشد سرما
اين انسانها همه يخي اند اما خورشيد نميگزارد كه جسم وروح يخيشان  پديدار شود .كاش خورشيد خاموش شود كاش عشقي نباشد كاش همه جا سياه وتيره شود كاش كاش كاش كاش …………
حسي براي هيچ كاري ندارم يك هفته گذشت از نبود عزيزي كه دوسش داشتم اما كم بودم وكم كردم وكم گزاشتم كاش اين طور نبود كاش ادم ها هميشه حسرت بازگشت به قبل رو نداشتن تا وقتي بود كه من نبود وقتي رفت بد دلگير شدم در اوج ناباوري صورت گچيش رو نگاه كردم در اوج ناباوري از من دورش كردن در اوج ناباوري واااااااااااااااي اين چه صدايي كه ميشنوم هنوز باور نميكنم كه اينقدر زود گذشت واينقد زود گذاشتنش زير خروارها خروار خاك هيچ چيز نميفهميدم هيچ چيزي حس نميكردم احساس ميكردم چند تا دست دورو بر سرم هست دستايي كه مثلا زنجير گرفته بودنم از ديدن صورت ماهش مهارم ميكردن واي كه چه دستهاي بي احساس وسمج ولجوجي بودن نذاشتن نذاشتن حتي بغلش كنم اخه شايد اون ميفهميد كه چقد دوسش دارم واونوقت ميومد ومنم با خودش ميبرد
چه ساعت هاي خوشي بود بي خبري وبي خود بودن از خودم فقط صداي گريمو ميشناختم
اخ كه چقد دلم ميخواست بغلش كنم اخ كه چقد دلم ميخواست لپشو ببوسم اخ كه چقدر دلم واسه خنديدنش تنگ شده بود خدا دلم واسش تنگ شده ميشه يه بار ديگه خنديدنشو ببينم ؟ نه نميشه ميدونم گزاشتنش تك وتنها زير خاك .، واي نه ترو خدا نزارينش اخه از خاك ميترسه ميترسه رو به قبله باشه ميترسه كه نباشه چقد عاشقانه وعارفانه همديگرو دوس داشتيم ميدونم خيلي واسط كم بودم ميدونم
اينجا رو نگا كن چقد ادم اينجاس اين همه ادم يه دفعه پيدا شدن فك كنم مهموني باشه شايد جشن تولده يه دفعه همه اومدن نبودشو جشن بگيرن يا ………… نميدونم به نظر شما اين همه ادم تا حالا كجا بودن شايد اينا هم مرده بودن شايد تو گور بودن خسته شدم از اين همه ادم بي روح ومرده خسته شدم خسته
باز دستها اومدن دستاي مثلا مهربون دستاي بي احساس ونفرت بر انگيز دستهاي مهار كننده دستهاي ارامش دهنده دستاي نوازش گر!!!!!!!!!!!!!!!!يكي اشكامو پاك ميكرد يكي سعي ميكرد اخرين قسمت روسريم روي سرم بمونه واز سرم نيوفته انگار صداي يكي رو شنيدم كه داشت با بغض دلداريم ميداد واي اين جماعت كي هستن ؟ كجا بودن ؟ از كجا اومدن ميخوام با صداي بلند داد بزنم بريد گمشيد اما انگار يه چيز ديگه دارم ميگم خوش اومديد !!! زحمت كشيديد!!!!!!!!!خيلي لطف كرديد !!!!!!!!

دلم گرفته دلم گرفته كاش فقط يه بار ديگه بغلشكرده بودم كاش كاش………………

Advertisements

کارها

Information

8 responses

11 04 2008
SHAHriar

AZ DEL NEVESHTE SHODE BOOD … pak neveis ehsaasaate bood
khodaa biamorzadeshoon ..

11 04 2008
احسان صناعي

با سلام
كارگاه اموزشي»درمان اختلالات اعصاب وروان با استفاده از حيوانات دست اموز» در تاريخ 12و13 ارديبهشت ماه در دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران برگزار ميشود. از تمامي علاقه مندان دعوت ميشود حد اكثر تا تاريخ 5 ارديبهشت ثبت نام نمايند.
در اين دوره درباره رفتارشناسي حيوانات و اشنايي با نژادهاي حيوانات و بررسي اختلالات قابل درمان با اين روش بحث ميشود.
هزينه ثبت نام براي دانشجويان دانشگاه تهران 150000 ريال و براي ساير افراد 450000 ريال مي باشد.
ضمنا در پايان دوره گواهي رسمي از دانشگاه تهران اعطا ميشود.
محل ثبت نام:تهران-ميدان انقلاب-خيابان ازادي-دانشكده دامپزشكي ساختمان اناتومي دفتر دكتر رادمهر.
تلفن تماس: 66900044 – 09359663627

12 04 2008
احسان

سلام
1- براي دانشجويان دانشگاه تهران كپي كارت دانشجويي همرام پر كردن فرمي در اين آدرس هست: خيابان آزادي خيابان قريب دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران ساختمان آناتومي دفتر دكتر رادمهر- 66900044 يا 09359663627
2- ما تخفيفي براي بچه هاي انجمن در نظر نگرفتيم ولي اگر كسي 5 نفر رو معرفي كنه، با تخفيف 35000 تومان ثبت نام مي شوند و خود شخص هم بصورت رايگان ثبت نام مي شود.
3- مبلغ در محل دريافت مي شود و يا شماره حساب 0200839278002 بانك پارسيان بنام احسان صناعي واريز گردد و بدليل محدوديت تا قبل از 5 ارديبهشت رسيد بانكي اسكن شده و به http://www.sanaei_vet@yahoo.com فرستاده شود.
4- من كتاب خاصي سراغ ندارم ولي ما در كارگاه جزوه اي در اختيار شركت كنندگان مي گذاريم.
موفق باشين

14 04 2008
مهتاب...

سلام.
مثل همیشه زیبا ..!..
زیبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاست تفسیر
عشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق.
موفق باشید.

7 05 2008
zohal

در ارتباط با باز تهی شده ام از دست رفته را اگر حقیقی باشد جز خاطرات وعبرتها که اینهم درسی است از خلقت سودی دیگر نیست.سیاهی تعبیر میشودبه مرگ ولی هر روز را می بینیم که شب می شود وپایان آن سپیده صبح آغازی دویاره منتها با حذف آه وافسوس اشتباه دیروز .همینطور که پایان هر سیاهی سپیدی است پایان مرگ زندگی دوباره منتها شرافتمندانه تر با روحی آزاد متجلی در کسی که دوستش داری به فردائی روشن فکر کن که به آنچه که فکر می کنی واعتفاد داری بسرت خواهد آمد منفی منفی خواهد شد.پس مثبت فکر کن وخوش باش تمام حرکات ما ادائی بیش نیست اینو خودمان هم میدانیم .تا کی در خواب برای مرگ خود گریه کنیم چیزی عایدمان نشد پس بیا عهد کنیم تا که بخندیم.بر رفته گان روانی شادو بر ماندگان جسمی سالم روانی عاشق باد. …بعدا برایتان از شعرهای خودم می فرستم….زحل

20 01 2010
saghar

bebin inghad matalebet romantik e daghon bod aslan nakhondameshon fun tar bash

22 01 2010
pasargad

ساغر جان به ندرت ميتونم خودمو به قلم بكشم و بنويسم اما وقتي شايديي وجود نداره نميشه چيزي ازش نوشت نميتونم خودم نباشم و دروغ بنويسم اين نوشته جزو نوشته هايي هست كه من عاشقشم هر بار كه ميخونمش دقاقا احساس همون موقع رو دوباره حس ميكنم

9 07 2010
| نتستان

[…] چرا من امروز میسوزم   میمیرم برات نمیدونستی ناز من باز تهی شدم باز تهی شدم از هیچ وتهی وتهی تر از بودن نه حواسی ونه […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: