سفر رویایی

24 07 2009

تاب، ورود شما را به هواپيماي جمهوري اسلامي ايران خوشامد ميگويم و برايتان سفر خوشي را آرزو ميكنم. اگر در هواي داخل كابين اختلالي پيش آمد، سربند مخصوصي از بالاي سرتان به پايين مي افتد كه رويش نوشته: جانم فداي رهبر. فورا آنرا برداشته و بسيجي وار آنرا دور سر خود ببنديد و يا حسين گويان از دربهاي اضطراري يعني دو درب در جلو ، دو درب درعقب و يك درب در وسط هواپيما به بيرون پرت شويد. توجه داشته باشيد كه در همه حال حجاب اسلامي را رعايت كنيد حتي در موقع پرت شدن از هواپيما. براي مواقع اضطراري يك بسته كفن در زير صندلي شما قرارداده شده كه آنرا بيرون آورده و بعد از گفتن شهادتين و دعا براي سلامتي رهبر بپوشيد. از كليه مسافرين محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسايل الكترونيكي مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتكه و ماشين حساب اكيدا خودداري كنيد. برايتان سفر آخرت دلپذيري را آرزو ميكنم. ناراحت نباشيد اين شتري است كه درب خانه همه ميخوابد. يكي زودتر يكي ديرتر. خوشا به سعادت شما كه سوار هواپيماي ما شديد تا شهيد شويد. اگر دستمال كاغذي براي پاك كردن اشكهايتان لازم داشتيد ما نداريم بايد همراه خودتان مي آورديد. در طول پرواز، همكارانم از شما پذيرايي خواهند كرد ولي قبل از آن مراسم سينه زني و نوحه خواني داريم. تسبيح براي ذكر استغفار در رنگهاي مختلف موجود است كه تقديم خواهد شد





کم هزینه ترین لذت های دنیا چیست؟

4 06 2009

کم هزینه ترین لذت های دنیا چیست؟
اعصابم خورده، بدهكارم ، گرفتارم و …
اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم…در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید …
1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4 – با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5 -گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
6 – بیشتردعا كنیم.
7 -در داخل آسانسور و راه پله و… باآدمها صحبت كنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.
9- لذت عطسه كردن را حس كنیم.
10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.
11- زیر دوش آواز بخوانیم.
12-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .
13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!
16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.
17- برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!
18- مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و… برای خودمان جمع‌آوری كنیم.
19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.
21- گاهی از درخت بالا برویم.
22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.
24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.
25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم
26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.
27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.
28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .
29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.
30- زیر باران راه برویم.
31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..
32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .
33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و… را یاد بگیریم.
34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.
35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.
37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.
38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.
40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد.
__________________





نامه دختری به جمونگ

29 05 2009

تاريخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۸۸ -۰۸:۴۳

نامه‌ی دختری به جومونگ


مگر رستم هماني نبود که چند وقت پيش ها يک سريالي ازش نشون داد؟ اونکه اصلا لاجون بود.فقط حرف ميزد. اگر اسطوره ما اون بود ما اصلا اسطوره نخواستيم,… سلام آقاي جومونگ .اميدوارم حالتان خوب باشد و ملالي در وجود شريف نباشد. اگر از احوال اينجانب و ساير هموطنان بپرسيد بنده که مخلص جناب عالي و تمام اعضاي گروه دامون هستم . هموطنان هم همگي دوست دار جناب عالي هستند و هرشنبه و سه شنبه مشتاقانه پاي تلويزيون مي نشينند تا جمال مبارک جنابعالي وياران را ببينند و مرحبا بگويند و بر هر چه تسو و تسوئيان لعن و نفرين بفرستند. و البته بعضي ها هم به خاطر تماشاي جمال کم مثال بانو سوسانو به تماشاي سريال شما مي نشينند.به من چه؟ مرا که توي قبر اونها نمي گذارند. غرض فقط اين بود که بگويم اينجا همه جور آدمي هست.آقاي جومونگ من خيلي خوشحالم که سريال شما را تلويزيون ما نشان مي دهد. آخه مي دانيد؟ ماتوي سرزمين بزرگ مان اصلا آدمي مثل شمانداريم! نه درتاريخ مان نه درقصه ها و افسانه هامان مثل شما نداريم. به همين جهت ديدن شجاعت هاي شما ،درستي شما ،کارداني شما برايمان لذت بخش است .چه کسي مي تواند سه تا تير در کمان بگذارد و هرسه رابه هدف بزند؟ چه کسي مي تواند آنهمه صبرکند تا اعتماد آدمي مثل تسو را به دست بياورد؟ چه کسي مي تواند يک تنه به وسط يک فوج بزند و همه را از دم تيغ بگذراند؟ اين کار فقط و فقط ازجنابعالي برميايد.عموي پدرم مي گويد رستم زور صدتا جومونگ راداشته است. ولش کنيد لطفا. پير است و هذيان مي بافد .کلي هم اسم هاي اجغ وجغ مثل گيو و گودرز و سياوش و بيژن و کيخسرو و اينها پشت سرهم رديف مي کند که مثلا اينها اساطير مايند .من که جدي اش نميگيرم اگر آنها اسطوره بودند، اگر از جنابعالي سر تر بودند چرا صداسيماي ما ازشان فيلم نمي سازد؟ مگر رستم هماني نبود که چند وقت پيش ها يک سريالي ازش نشون داد؟ اونکه اصلا لاجون بود.فقط حرف ميزد. اگر اسطوره ما اون بود ما اصلا اسطوره نخواستيم, داداشم ديروز که ازمدرسه اومد ازقول معلم تاريخشون مي گفت که ما يه ستارخاني داريم که مثل جومونگ افسانه نيست و واقعي است وتازه از جومونگ هم چيزي کم نداره .و کلي ازشجاعت و کاردرستي اش گفت. گفتم داداشم گوش کن.من هم ستارخان راخوب مي شناسم. هموني يه که اسمش رو خيابون دايي اينهاست. اما اگه کارش درست بود لابد يه فيلمي، سريالي چيزي ازش مي ساختند. بد که نگفتم .خلاصه اينجا هرروز يه اسطوره علم مي کنند که مثلا ازشما سرتر باشه اما نمي شه .اما گوش من بدهکار اين حرفها نيست .من فقط مخلص جومونگم وغيرجنابعالي اسطوره اي ندارم.دور دور جومونگ است وبس.منبع:برنا





تصاویر بسيار جالب از کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران

25 05 2009

undefined

این آقا گفته است اولویتش استفاده از کراوات است و در صورت انتخاب شدن وزرای دولتش باید کروات بزنند . ولی برای سایر مردم اجباری درکار نیست. طبق حقوق بشر هر کی دلش میخواد بزنه ، هر کی دل میخواد نزنه ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »





يك داستان

13 02 2009

اسكندر مقدوني در سي و سه سالگي در گذشت . روزي كه اين جهان را ترك مي كرد خواست يك روز ديگر هم زنده بماند ، فقط يك روز ديگر ، تا بتواند مادرش را ببيند . آن 24 ساعت فاصله اي بود كه بايد طي ميكرد تا به پايتختش برسد . اسكندر از راه هند به يونان بر مي گشت و به مادرش قول داده بود وقتي كه تمام دنيا را به تصرف خود در آورد بازخواهد گشت و تمام دنيا را يكپارچه به او هديه خواهد كرد .

بنابراين اسكندر از پزشكانش خواست تا 24 ساعت مهلت براي او فراهم كنند و مرگش را به تعويق اندازند .

پزشكان پاسخ دادند كه كاري از دستشان بر نمي آيد ، و گفتند كه او بيش از چند دقيقه قادر به ادامه ي زندگي نخواهد بود .

اسكندر گفت : (( من حاضرم نيمي از تمام پادشاهي خود را ، يعني نيمي از دنيا را ، در ازاي فقط 24 ساعت بدهم .))

آنها گفتند : (( اگر همه ي دنيا را هم كه از آن شماست بدهيد ما نميتوانيم كاري براي نجاتتان صورت بدهيم . اكري غير ممكن است . ))

آن لحظه بود كه اسكندر بيهوده بودن تمامي كوششهايش را عميقا درك كرد .

با تمام دارايي اش كه كل دنيا بود نتوانست حتي 24 ساعت را بخرد . سي و سه سال از عمرش را به هدر داده بود براي تصاحب چيزي كه با آن حتي قادر به خريدن 24 ساعت هم نبود .

متوجه شد كه به خاطر اين دنياي واهي بايد با نوميدي و محروميت كامل جهان را ترك كند .

تمام مردان جاه طلب با نااميدي از دنيا مي روند . بيشتر انسانها در نااميدي زندگي مي كنند و در نااميدي از دنيا مي روند . قناعت به سادگي يعني درك اين نكته كه خواسته ها در زندگي غير عقلايي و احمقانه ان





مراسم ترحیم مرحوم بالاترین

6 02 2009

undefined





يك زن مثل من

6 02 2009

زن عشق می كارد و كینه درو می كند…. دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر… می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی…. برای ازدواجش در هر سنی ـاجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی… در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو… او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی… او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی… او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد… او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی… او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر.

و قرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند… و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد…! و این, رنج است دكتر علي شريعتي





همه چیز در مورد روز عشق ( ولنتاین – Valentine )

27 01 2009

روز ولنتاین مصادف با 25 بهمن ماه ( 14 فوریه ) است

روز والنتین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) عیدی در روز ۱۴ فوریه ( ۲۵ بهمن‌ ماه ) و در برخی فرهنگ‌ها روز ابراز عشق است.

این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

روایت‌های مشهور ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »





تاریخچه ی روز عشق (والنتاین ایرانیان)

27 01 2009

undefined

در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.

ما ایرانی ها هم در فرهنگ زرتشتی ماه مهر رو داریم که مظهر مهربانی ایرانیان و ماه ابراز عشق هست که تو اون ماه روز هایی برای ابراز علاقه به اشخاص مختلف و مراسم متعدد جشن های مهربانی هست. تا حدی که مهربانی جزو عبادت های زرتشتیان یا اجداد ما بوده . تو فرهنگ زرتشتی یه روز دیگه هم هست که این روز (سپندارمزگان) یا (اسفندارمزگان) نام داشته . فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان (روز عشق) به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه رو سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول (روز اهورا مزدا)، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی (بهترین راستی و پاکی) که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی (شاهی و فرمانروایی آرمانی) که خاص خداوند است و روز پنجم(سپندار مز) بوده است. سپندار مز لقب ملی زمینه. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشقه چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزه. زشت و زیبا رو به یک چشم می نگره و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می ده. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان رو بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشته که در ماه مهر، (مهرگان) لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مز یا اسفندار مز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. یعنی پنجم اسفند روز جشن عشاق یا جشن سپندار مزگان هست ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »





سير مرد سالاری از عهد بوق تا ………

17 01 2009

حوالی سال 1230 ه.ش:
مرد: دختره‌ خير نديده! تا نكشمت راحت نميشم!
زن: آقا ، حالا يه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا يه بار بلند خنديده!
مرد: بلند خنديده؟! اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا ميخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصير توئه كه درست تربيتش نكردی. نخير نميشه. بايد بكشمش! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: آقا خدا سايه شما رو هيچوقت از سر ما كم نكنه. ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »