بازم درد دل

4 06 2009

اینم از تعصیلات اخر این هفته این همه ذوق زدیم که اخ جون تعطیلم اخر هفته چه همه به دلمون صابون زدیم که رفع خستگی میشه خوب اینم شد اخر رفع خستگی

موند برامون یه پاکت سیگار خالی با کلی فکر و خیال که اگه بشه میندازیمشون سطل اشغال و با امید به اینکه این هفته حل میشه و مثه پاکت سیگاره میره تو سطل اشغال هفتمونو شروع میکنیم اما هیچ وقت این فکرا تموم نمیشه

کرایه خونه  ، لباس ، غذا ،………… اینم از شروع زندگی جدید حالا کجاس اون ارامشی که همیشه دنبالشیم من که نفهمیدم

لذت میبرم وقتی چرندیات خودمو میخونمو و خودمو جای اون خاننده بیچاره میزارم که این واقعا دختره که داره اینا رو مینویسه من که جاش باشم 1 در هزارم باورم نمیشه یه دختر مشغلش کرایه خونه باشه یا پاکت سیگار کنارش باشه اخخخخخخخخخ خدا به کجا رسیدم

دارم میرم از این اطاق از این خونه  که دیواراش ثانیه ثانیه با من بودن  خنده ای که نبود به جاش تا دلت بخواد گریه هامو دیدن

یه وقتایی کمیگم خداااااااااااااااااااا من باید تا اخر عمر گریه کنم؟

نا مردای دنیا و نامردیاش همه جمع شدن یه جا تا منو نابود کنن ؟

یه زمانی میگفتم میتونم من زاده شدم واسه بهترین ها میتونم میتونم………… اما واقعا الان بریدم بهترین همدم یه سگم باید بزارم و برم با یه سگ دیگه زندگی کنم سگی که شاید اندازه این سگ حتی قدر شناس هم نباشه سگی که پارس میکنه و حق نداری بهش اعتراض کنی سگی که پاچه میگیره و باید بهش بخندی !!

از هر چیزی بتونم راحت بگذرم فکر دور شدن از جمی رو هم نمیتونم بکنم خستم ، دل گیرم ، بی حوصلم ، بی هدفم حتی بی عشق حتی بدون یه ذره انگیزه واسه یه شروع گاهی حس میکنم این شروعی برای نابودی منه

اما خود کرده را تدبیر نیست ووقتی همه میگفتن نکن و کردم گفتم میخوام میتونم وایییییییییی خدا خدا تو که مهربون بودی تو که نوازشم میکردی چی شد روتو بر گردوندی؟

میدونی چند وقته دیگه حست نکردم؟ میدونی که هیچی دیگه نه از تو میخوام ونه از دنیات

کار ، کار، کار، کار این شده زندگی من  عشق من  و تنها چیزی که دارم


کارها

اطلاعات

3 جواب

4 06 2009
سوم شخص

سلام
راستش دوست دارم برای پستی اگر نظری می نویسم برای دل خودم باشه و برای بازخودش در وبلاگ و .. ام نباشه این پست و فکر کنم دو پست قبل دوست داشتم نظر بگذارم ولی بعضی موارد روشن نبود همین ایستادن در مقابل افراد و سگ یا سگ هایی که یاد می کنی …که البته به من هیج ربطی نداره اگر روشن هم نیست ! و در واقع جواب من همون به تو چه ی …
ولی اگر این سگ ها به شکلی دیگر از همون سگ ها و ایستادن به شکل دیگر ایستادن در زندگی خودم باشه … می تونم بگم باید واستی نگاه کنی تا بگذره…
و بخوای خودش درستش کنه … مطمئنم حواسش بهت هست … چون خودم با وجود پستیم و وقیح بودنم حس کردم که همیشه نگام می کنه فقط نمی خواد خودش پیله رو برات باز کنه که بعد … می خواد خودت پروانه شی …
همین …

6 06 2009
pasargad

راستش نوشته شما هم و کامنتتون هم واسه من روشن نبود دارم الان برای بار 4 روم میخونمش البته بعد از خوندن نوشته های خودم
در مورد سگ: من یکی از حامیان حیوانات هستم و کلا خیلی وقتا زیاده روی میکنم و حتی حیات یه حیون رو مقدم به یه ادم میدونم به دلایلی که شاید فقط واسه خودم محترم باشه 4 تا سگ داشتم 1گربه و 4 تا خار پشت که فعلا یه دونه سگ مونده به اسم جمی اونم با من و تو اطاق من زندگی میکنه از نژاد شیتزو تریر و اسمال خیلی دوست داشتی هست چندین ماه پیش در مورد حیونام یه چیزایی نوشته بودم عاشقانه دوسش دارم اما حالا که دارم میرم سر زندگیم دیگه نمیتونم همراهش باشم این بزرگترین و بدترین کابوس من شده
شاید خیلی مسخره به نظر بیاد اما جمی برای من بیشتر از یه سگ و حتی یه دوست هست
فک میکنم حالا نوشته هام براتون روشن تر شده باشه :)

27 06 2009
رها

سلام .خيلي با حالي
http://www.raha.yasiblog.com

دیدگاه‌تان را بنویسید: