گفتم دوستت دارم
گفتی: برای دوست داشتن کوچکی
رفتم تا بزرگ شوم اما انقدر بزرگ شدم که یادم رفت عاشقت هستم !!!
goftam dostat daram gofti baraye dost dashtan kochaki raftam ta bozorg sham ama anghadr
bozorg shodam ke yadam raft ke ashghet hastam
این نوشترو خوندم یاد خودم افتادم که یه زمانی چطوری میپرستیدمش و حالا تحملشم واسم سخت شده با این ادهایی که داره در میاره وایییییییی دیگه نمیدونم چی کار کنم منم زدم به در بی خیالی و بی محلی فک نمیکرد هیچ وقت از خدایی بیاد پایین و بشه یه ادم و شایدم کمتر از یه ادم !!
خیلی خستم کار ، کلاس ، کار ……….
اما خیلی خوبه که کمتر همو میبینیم خودشم همین نظرو داره امشب که از راه رسید خونه رفتم گرفتم خوابیدم تا الان که ساعت 12 هست و اون خوابید و من بیدار شدم
به این میگن زندگی ایده ال !!!!
اخرین روزای خونه پدری هم داره تموم میشه و فصل جدیدی از جهنمی رویایی بدون راه برگشت بدون حق اعتراض بدون حتی یه کلمه !!
جهنمی که خودت خواستی خودت ساختی خودت براش جنگیدی حالا لذت ببر
حق اعتراض نداری حق نداری !!!
کار: لذت بخش تر از زندگیه هر زمان نخواستی نمیری منتتم دارن که ترو خدا صبح ها زود تر بیا و تو هم میگی نه با این حقوق و مزایا نمیام
زندگی …………. همون بهتر هیچیییییییی نگم ……..
نوشته مردمو به گند کشیدم بازم با این چرندیاتم نمیدونم نمیشه زر نزنم ؟خوب حالا نوشتم چی شد؟ به کجا رسیدم ؟ وای بازم دلم گرفته همه چی سیاه
همه جا سیاه حقته مگه نه؟
اما خدا که ظلم نمیکنه پس چرا اینطوری داره میشه؟ واسه یه شور جونی؟ تا کی باید تقاص بدم؟ تا کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی واقعا با بزرگ شدن عشق رو از یاد می بریم ؟!؟
یعنی به همین راحتی ؟
پس میخواهم کوچک بمانم …کوچک تر از هیشه .
اين نوشته دقيقا حال و روز من بود. دلم گرفت از اين همه دلتنگي….