هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري!
23 11 2008هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري!
هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داری !!!
هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري!!
وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود
ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم!!!
کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن !
نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم
باز کسي حرفمون رو نميفهمه !!!
دیدگاهها : 2 نظرات »
دسته : بدون دسته بندی, عاشقانه, قطعه ادبي
پروردگار مننننننننن
23 11 2008پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند
عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند
بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند
به من بیاموز لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند
محبت کنم به کسانی که محبتی درحقم نکردند
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دسته : بدون دسته بندی, عاشقانه, قطعه ادبي
زندگي
23 11 2008در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار
شهربازي هستند
از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به
جايي نمي رسي
ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو
می شویم و
تا زمانی که درسی را یاد نگیریم مجبور به
گذراندن دوباره آن هستیم
دیدگاهها : 1 دیدگاه »
دسته : بدون دسته بندی, عاشقانه, قطعه ادبي
باز هم عاشقانه
23 11 2008براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو
—————————- ادامه مطلب »
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دسته : بدون دسته بندی, عاشقانه, قطعه ادبي
23 11 2008

ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم
بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم
با وجودیکه به حکم تو دلم زخمی شد
شاکی از آنکه مرا دوست نداری نشدم
ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد
منکه ویرانتر از آن ابر بهاری نشدم
ای خدا غصه نخور باز همین می مانم
من زمین خورده این ضربه کاری نشدم
هرکسی خواست تو رااز من جدا سازد دید
هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دسته : بدون دسته بندی, عاشقانه, قطعه ادبي
چند تا غروب دیگه میاي
23 11 2008چند تا غروب دیگه میای طلوع کنیم با همدیگه؟
یه فال حافظ بگیریم تا ببینم اون چی میگه؟
باید یه جوری خودمو واسه تو آماده کنم برم دو بسته شمع
نذر امزاده کنم . چی کار کنم می خوام برم نماز حاجت بخونم
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دسته : بدون دسته بندی, عاشقانه, قطعه ادبي
امروز برایت دلتنگم
23 11 2008تو برایم گرمایی گرمتر از صداقت داری
و تو برایم عشقی تو گرم و زیبا هستی و تو شهد ماندگاری را
در وجودت جاودانه داری تو غروری غروری خالصانه تر از تواضع
ومن امروز برایت دلتنگم و من برایت امروز مشتاقم و تو امروز برایم
آرزو هستی .
دلتنگم دلم برای دیدنت پر می کشد و نگاهم تو را می جوید
من امروز:
همه جا بوی تو را می جویم
و من امروز برایت دلتنگم
دلتنگم
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دسته : بدون دسته بندی, دل نوشته, عاشقانه
برای تو…
23 11 2008می خواهم برای تو بنویسم آری برای تو برای تو که در کل
وجودمی برای تو که تمام دنیای منی می خواهم نوشته هایم
را به نگاهت بدهم به نگاه ناز تو به دستان نوازشگرت به تو که
با گرمی عشقت به من زندگی دوباره دادی به تو که اگر نباشی
من دیگر نیستم پس باش تا من هم باشم.
بمون تا من بمونم…
دیدگاهها : 2 نظرات »
دسته : بدون دسته بندی, عاشقانه, قطعه ادبي

دیدگاههای اخیر