Beautiful Photo
27 09 2008دیدگاهها : ۱ دیدگاه »
دستهها : بدون دسته بندی, تصاوير, تصاویر دیدنی, حيوانات
داستان موش
27 09 2008موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود. ادامهی این ورودی را بخوانید »
دیدگاهها : ۱ دیدگاه »
دستهها : بدون دسته بندی, دانستني ها از همه چيز و همه جا, قطعه ادبي
يك حكايت
27 09 2008سلام!
خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد.
خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده
می کنم. ادامهی این ورودی را بخوانید »
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دستهها : بدون دسته بندی, عاشقانه, قطعه ادبي
هنر قنادي
27 09 2008اين همه ادعا كردم قنادم كيك درست ميكنم اينم اونم بازم اين وحيد نازنيم يه ايميل واسم فرستاد كه بگه زيادي به خودت مطئن نباش خدايي اگه اين قناده من چي هستم نميدونم
شما هم ببينيد
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
برچسبها: كيك, كيك هاي عربستان
دستهها : بدون دسته بندی, تصاوير, تصاویر دیدنی
عشق و ديگر هيچ
27 09 2008The supreme happiness of life is the conviction that we are loved
Victor hugo
دستهايش را روي پيشاني گذاشته و به اسم تماس گيرنده موبايلش خيره شده بود! خدايا همين امروز صبح تماس گرفت يك نگاه ديگر به نقشه ناتمام اتوكد كامپيوترش مي كند وبعد از يك نفس عميق دكمه سايلنت موبايلش را مي زند .
به احتمال زياد اين سناريو براي بسياري از شما اتفاق افتاده وقتي در گير يك رابطه مي شويم در بيشتر موارد از تماسهاي گاه و بيگاه خسته و كلافه مي شويم و با خودمان فكر مي كنيم طرف خيلي بيكار علاف و عاطل وباطل است كه مرتب زنگ مي زند يا مشكل دارد و يه جورائي وسواسي و زيادي احساسي است .
ببينيم مشكل كجاست اگر واقعا مشكلي باشد گاهي ما چيزي را كه درست درك نمي كنيم محكوم مي كنيم .
براي زنها عشق الويت اول زندگي است – عشق ورزيدن – فداكاري و محترم شمردن روابط صميمي طبيعت آنهاست و جالب اينكه اين كار را ناخوداگاه انجام مي دهند اما براي مردها عشق كلاسه شده و تفكيك شده است انگار ديداري با بخشي از وجودشان با تعيين وقت قبلي اما در زنها اين مسئله يك واقعيت مداوم – مستمر است كه هيچگاه ناپديد نمي شود .
دوست دختر شما بيكار – وامانده ازاينجا مانده از آنجا رانده نيست كه مدام به شما فكر مي كند او فقط عاشق شماست و براي توجه و تمركز به شما آنهم 24/7 هيچ تلاش مضاعفي نمي كند بلكه مثل نفس كشيدن برايش عادي است .
اگر ما از توجه و تمركز زيادي نامزدمان دچار هراس مي شويم دليلش اين است كه فكر مي كنيم اگر بخواهيم ما هم به همين گونه عمل كنيم بايد كار و زندگي خودمان را فراموش كنيم . مسلما او هم شغل – گرفتاريهاي شخصي خاص خودش را دارد اما مطمئن باشيد خيلي بيشتر از آنكه شما به او فكر مي كنيد در محل كارش به شما فكر مي كند . (خيلي بيشتر از انكه تصور كنيد )
يك زن مي تواند در روابط كاري – شغلي موفق باشد . پروژه اي را كه در دست دارد با موفقيت پيش ببرد ولي اگر در روابط احساسي و عاطفي اش دچار مشكل باشد احساس ياس و بدبختي خواهد كرد امابرعكس يك مرد اگر از نظر زندگي عشقي در وضعيت عالي قرار داشته باشد اما روز بدي را سركار خود گذرانده باشد مسلما احساس خوبي نخواهد داشت تمام آن به ارزش گذاري و استانداردهاي هويتي مردان و زنان برمي گردد.
عمده دختراني كه در روابط احساسي سرد و بيروح هستند جزو كساني اند كه در روابط قبلي تجربه شكست عشقي و عاطفي داشته و درهاي قلب خود را به روي تازه واردها بسته اند يا متعلق به خانواده اي هستند كه از لحاظ احساسي عاطفي سرد بوده اند رابطه با اين تيپ دختران شايد در ابتدا ايده ال تر و بي درددسر به نظر برسد اما بعد از مدتي شما را دچار سرخوردگي خواهد كرد .
داشتن قلبي مهربان و عشق ورزيدن با تمام وجود يك نعمت ازجانب خداست كه نامزد يا دوست دخترتان آنرا به شما هديه مي دهد بقيه اش با خود شماست كه اورا سريش تصور كنيد يا اينكه قدر اين هديه را بدانيد .
دیدگاهها : ۱ دیدگاه »
دستهها : اجتماعی, بدون دسته بندی, عاشقانه, قطعه ادبي
سلام فاحشه
27 09 2008سلام فاحشه
تعجب کردی!؟… میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم
شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابانبیرون می زند !!اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردواز یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟
تن در برابر نان ننگ است
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان
شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
شنیده ام روزه میگیری،
غسل میکنی،
نماز میخوانی،
چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،
رمضان بعد از افطار کار می کنی،
محرم تعطیلی.
من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!
فاحشه!!!… دعایم کن
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
برچسبها: فاحشه, فروش كليه, محرم, نذر, افطار, امام زاده صالح, تن فروشي, رمضان, روزه, روسپي گري, سلام, سلام فاحشه, غسل
دستهها : اجتماعی, بدون دسته بندی, دانستني ها از همه چيز و همه جا, دل نوشته, قطعه ادبي, مذهبي
دیدگاههای تازه